امتیاز موضوع:
  • 108 رای - 2.44 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
در یک رابطه ممنوعه گیر افتاده ام
Dave_Doma آفلاین
عضو

ارسال‌ها: 4,138
موضوع‌ها: 1,470
تاریخ عضویت: 2013 Nov
اعتبار: 2
#1
در یک رابطه ممنوعه گیر افتاده ام
اقای دکتر من در سن 18 سالگی عقد کردم و با وجود بسیاری از مشکلات سرانجام بعد از یکسال بلاخره با همسرم زیر یک سقف رفتیم ولی مشکلاتمون کمتر که نمی شد بیشتر هم شد که زندگیمون 10 ماه بیشتر طول نکشید و ماه از هم جدا شدیم الان 2 سال از زمان جدایی من میگذره و من تازه 23 ساله شدم بعد از جدایی بلافاصله وارد دانشگاه شدم و الان همزمان با درس کار هم میکنم بعد از جداییم نتونستم با جنس مخالف رابطه برقرار کنم حالا یا نتونستم یا نخواستم اما 2 ماه قبل از عید تو با یه اقایی به نام رامین اشنا شدم همون اول ازش پرسیدم که متاهل یا مجرد که گفت مجرد یه 2 ماهی از رابطمون و نمیدونست که من قبلا ازدواج کردم

رامین خیلی خوب بود تقریبا هر روز از محل کارم تا منزل با هم میرفتیم و همه چیز ظاهرا مرتب بود برای یک اشنایی منتهی به ازدواج.دقیقا 27 اسفند بود که طبق معمول با رامین تو راه خونه بودیم که موبایلش زنگ خورد و بدون اینکه متوجه بشه دستش خورد گوشیش رفت رو اسپیکر و من فهمیدم که یه خانم ازش پرسیدم گفت خواهرمه بعد که دید من باور نکردم ، شروع کرد به تعریف که 4 ساله که ازدواج کرده ولی هیچ وقت زنشو دوست نداشته و یه زندگش خیلی خیلی معمولی داره می گفت زندگیم اصلا توش نشاط نبود تا موقعی که با من اشنا شده

خیلی تعجب کردم شاید به ظاهرش می خورد که متاهل باشه ولی من هر موقع که بهش زنگ میزدم جواب میداد .حتی 5 شنبه ها و جمعه ها که معمولا همه مردا با خانوادن ما یا باهم کوه بودیم یا پارک .یک بارم تلفن مشکوک نداشت خیلی بهم بر خورد همونجا از ماشینش پیاده شدم و رفتم دیگه به تلفنش جواب ندادم حتی نذاشتم توضیح بده تقریبا 15 فروردین بود که یه خانمی بهم زنگ زد و گفت همکار رامین است وگفت تو این مدت رامین انقدر داغون بوده که همه فهمیدن حالش بده .او اضافه کرد که زن رامین اصلا به خودش و شوهرش نمیرسه و یه زندگی خیلی معمولی دارن و از وقتی رامین با تو اشنا شده یه ذره روحیه گرفته و خندون شده

با اصرار یه قرار با رامین گذاشتم و فهمیدم که تو این مدت خیلی لاغر شده خیلی باهم حرف زدیم من داد میزدم او اشک میریخت فقط میگفت نرو کمکم کن .خوب من که خیلی دوسش داشتم یعنی اولین کسی بود که بعد از طلاق تونسته بود با دلم راه بیاد

الان دوباره رابطمون مثل قبل شده ولی با این تفاوت که من میدونم دارم اشتباه میکنم ولی دارم ادامه میدم

اقای دکتر خواهش می کنم بگید من چکار کنم میدونم اشتباه ولی نه میتونم ازش جدا شم نه میتونم ادامه بدم

-----------------------------------------------------------------

* شما در سن کم تجربه سنگین طلاق داشته ای که آسون نیست اما دختری بوده ای که این تهدید زندگی را تبدیل به رشدو دانشگاه و کار و..کرده است. پس شما کیمیاگری بلدید یعنی بلدید تجربه های سخت زندگی را مبدل به طلاایی ناب در روحتان بکنید. این عطیه را باید مراقبت کنید. یعنی خیلی مهم است که مراقب باشید در مسیر زندگیتان سلامت روانتان را از دست ندهید . شما وارد یک رابطه شده ای به امید اینکه سر انجامی داشته باشه، اما از وقتی متوجه شدید طرف در جای دیگر مشغوله دیگه نباید فرصت دوباره میدادید. آدم بی مسوولیتی که بعد از 4 سال زندگی به قول خودش بی فایده، هنوز به این بی فایدگی ادامه میده، به نظر شما صلاحیت دارد که مورد اعتماد یک زن دیگر قرار بگیرد؟

*چنین مردانی غیر ممکن است زن خود را رها کنند . دهها دلیل هم هست که این گزاره من را تایید میکند. اینها ترسوتر از این هستند که تصمیمات بزرگ بگیرند و بنابراین شمامیشوید یک رابین هود و زنگ تفریح ساده ! و میشوید جایی که می آید درد دل کند انرژی بگیرد تا برگردد به رابطه بیخود خودش. رابطه ای که یک زن دیگر در حال استثمار شدن است.

*در جامعه ما راهکارهای مناسب برای بازگشت زنان و مردان مطلقه به چرخه طبیعی زدگی فراهم نشده است اما این دلیل نمیشود دختران باهوشی مثل شما ، بازیهای خطرناکی کنند که نه از نشر روانشناسی یک زن مناسب است نه مناسبات شرعی و عرفی لازم را در بر دارد

*نکته دیگر در این رابطه نقش واسطه گری همکار ایشون است که برای خود من تعحب آور است زیرا این مرد چطور توان دارد ترحم اینهمه زن را به سوی خود جلب کند اما قادر نیست الگوی وابستگی نا سالم خودش را مدیریت کند؟؟؟ تمام مردان و زنانی که در رابطه ممنوعه خود اینقدر رابین هود هستند و با شخصیت مطمئن باشید در رابطه اصلی خود جلادی مخوف و بی دست و پا هستند . بر اساس مثلث کارپمن در روانشناسی و درام ، همیشه در روباط انسانی یک سه گانه ای شکل میگیرد که شامل قربانی- ظالم- ناجی میشود و هر کسی میتواند در سه مثلث مختلف در یک لحظه سه نقش را بازی کند یعنی این آقایی که اینجا داره میمیره از دوری شما ، در جایی دیگه داره یک زن را با دوری گزیدنهاش ، دیوانه میکند !

باهوش باشید و از بازی بیرون بیایید و مراقب باشید تصمیمات درست خود را به راحتی به وادی خطا نبرید

منبع:http://doctorshiri.blogfa.com/
2014-01-05, 01:54 PM
پ.خ ارسال‌ها پاسخ


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان