امتیاز موضوع:
  • 237 رای - 2.78 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
به همین سادگی
mfdonline آفلاین
IT
*******

ارسال‌ها: 1,588
موضوع‌ها: 608
تاریخ عضویت: 2013 Nov
اعتبار: 0
#1
به همین سادگی

   ساده که میشوی
   همه چیز خوب میشود
   خودت
   غمت
   مشکلت
   غصه ات
   هوای شهرت
   آدمهای اطرافت
   حتی دشمنت
   یک آدم ساده که باشی
   برایت فرقی نمیکند که تجمل چیست
   که قیمت تویوتا لندکروز چند است
   فلان بنز آخرین مدل ، چند ایربگ دارد
   مهم نیست
   نیاوران کجاست
   شریعتی و پاسداران و فرشته و الهیه
   کدام حوالی اند
   رستوران چینی ها
   گرانترین غذایش چیست
   ساده که باشی
   همیشه در جیبت شکلات پیدا میشود
   همیشه لبخند بر لب داری
   بر روی جدولهای کنار خیابان راه میروی
   زیر باران ، دهانت را باز میکنی و قطره قطره مینوشی
   آدم برفی که درست میکنی
   شال گردنت را به او میبخشی
   ساده که باشی
   همین که بدانی بربری و لواش چند است
   کفایت میکند
   نیازی به غذای چینی نیست
   آبگوشت هم خوب است
   ساده که باشى....
   آدمهای ساده را دوست دارم
   بوی ناب آدم میدهند



[عکس: d0-what%20-makes-you-happy-positive-quote-gif.gif]

 گفت: زندگی مثه نخ کردنه سوزنه!
یه وقتایی بلد نیستی چیزیو بدوزی، ولی چشات انقد خوب کار میکنه که همون بار اول سوزن رو نخ میکنی،
اما هر چی پخته تر میشی، هر چی بیشتر یاد میگیری چجوری بدوزی، چجوری پینه بزنی، چجوری زندگی کنی،
تازه اون وقت چشات دیگه سو ندارن.
گفتم : خب یعنی نمیشه یه وقتی برسه که هم بلد باشی بدوزی، هم چشات اونقد سو داشته باشن که سوزن رو نخ کنی؟
گفت: چرا، میشه، خوبم میشه
اما زندگی همیشه یه چیزیش کمه.
گفتم چطور مگه؟
گفت : آخه مشکل اینجاست، وقتی که هم بلدی بدوزی، هم چشات سو داره،
تازه اون موقع میفهمی
نه نخ داری، نه سوزن ...
(آخرین تغییر در ارسال: 2017-09-15, 04:20 PM توسط Dave_Doma.)
2014-01-14, 05:48 PM
پ.خ ارسال‌ها پاسخ
mfdonline آفلاین
IT
*******

ارسال‌ها: 1,588
موضوع‌ها: 608
تاریخ عضویت: 2013 Nov
اعتبار: 0
#2
RE: به همین سادگی
سخت تر از تحمل باخت باور کردن باخت است
و تا باور نکنی بازی را باخته ای برای همیشه بازنده می مانی
و اگر باور کردی این بار باختی
از زمین بر می خیزی و به زندگی ادامه می دهی تا شاید وقتی دیگر…



[عکس: 0.170756001369314694_pixnaz_ir.jpg]


چای که مرغوب نباشد چیزی به آن اضافه می کنم؛
چوب دارچینی، هِلی، نباتی، شده چند پَر بهار نارنج،
چیزی که آن مزه و بو را تبدیل به عطر ِخوش و طعم ِخوب کند.

زندگی هم گاهی می شود مثل همین چای،

باید با دلخوشی های کوچک طعم و رنگش را عوض کنی،
یک چیزی که امید بدهد به دلت،
انگیزه شود
برای حرکت زندگی ات
(آخرین تغییر در ارسال: 2017-09-15, 04:21 PM توسط Dave_Doma.)
2014-02-27, 01:31 PM
پ.خ ارسال‌ها پاسخ
Dave_Doma آفلاین
مدیر کل
*******

ارسال‌ها: 4,096
موضوع‌ها: 1,441
تاریخ عضویت: 2013 Nov
اعتبار: 2
#3
RE: به همین سادگی
بعضی وقتا آدما الماسی تو دست دارن، بعد

چشمشون به یه گردو می افته، دولا می شن

تاگردو رو بردارن، الماسه می افته تو شیب

قل می خوره و تو عمق چاهی فرو می ره. می

دونی چی می مونه؟ یه آدم، یه دهن باز، یه

گردوی پوک و یه دنیا حسرت
(آخرین تغییر در ارسال: 2019-04-24, 02:33 PM توسط Dave_Doma.)
2014-03-01, 04:58 AM
پ.خ ارسال‌ها پاسخ
mfdonline آفلاین
IT
*******

ارسال‌ها: 1,588
موضوع‌ها: 608
تاریخ عضویت: 2013 Nov
اعتبار: 0
#4
RE: به همین سادگی
اشتباه می‌کنند بعضی‌ها
که اشتباه نمی‌کنند!
بايد راه افتاد،
مثل رودها که بعضی به دريا می‌رسند
بعضی هم به دريا نمی‌رسند.
رفتن، هيچ ربطی به رسيدن ندارد!
                                                 

 علی صالحی


[عکس: zendegi.jpg]


به آينده
هرچند شيرين و دلپسند
اعتماد مكن؛
بگذار گذشته‌ي از دست رفته
به خاك سپرده شود؛ عمل كن
عمل در زمان زنده‌ي حال


                                           لانگ فلو
(آخرین تغییر در ارسال: 2017-03-30, 09:17 AM توسط Dave_Doma.)
2014-03-09, 01:39 AM
پ.خ ارسال‌ها پاسخ
mfdonline آفلاین
IT
*******

ارسال‌ها: 1,588
موضوع‌ها: 608
تاریخ عضویت: 2013 Nov
اعتبار: 0
#5
RE: به همین سادگی
[عکس: believe-in-yourself-positive-inspiration-gif.gif]
(آخرین تغییر در ارسال: 2017-03-11, 01:46 AM توسط Dave_Doma.)
2014-04-03, 03:54 PM
پ.خ ارسال‌ها پاسخ
mfdonline آفلاین
IT
*******

ارسال‌ها: 1,588
موضوع‌ها: 608
تاریخ عضویت: 2013 Nov
اعتبار: 0
#6
RE: به همین سادگی

در یک پارک زنی با یک مرد روی نیمکت نشسته بودند و به کودکانی که در حال بازی بودند نگاه می کردند.

زن رو به مرد کرد و گفت پسری که لباس ورزشی قرمز دارد و از سرسره بالا می رود پسر من است.

مرد در جواب گفت :
چه پسر زیبایی و در ادامه گفت او هم پسر من است و به پسری که تاب بازی می کرد اشاره کرد.

مرد نگاهی به ساعتش انداخت و پسرش را صدا زد :
سامی وقت رفتن است. سامی که دلش نمی آمد از تاب پایین بیاید با خواهش گفت بابا جان فقط ۵دقیقه. باشه ؟ مرد سرش را تکان داد و قبول کرد. مرد و زن باز به صحبت ادامه دادند.

دقایقی گذشت و پدر دوباره فرزندش را صدا زد : سامی دیر می شود برویم ولی سامی باز خواهش کرد : ۵دقیقه این دفعه قول می دهم. مرد لبخند زد و باز قبول کرد.

زن رو به مرد کرد و گفت : شما آدم خونسردی هستید ولی فکر نمی کنید پسرتان با این کارها لوس بشود ؟ مرد جواب داد دو سال پیش یک راننده مست پسر بزرگم را در حال دوچرخه سواری زیر گرفت و کشت.

من هیچگاه برای تام وقت کافی نگذاشته بودم و همیشه به خاطر این موضوع غصه می خورم ولی حالا تصمیم گرفتم این اشتباه را در مورد سامی تکرار نکنم.

سامی فکر می کند که ۵دقیقه بیشتر برای بازی کردن وقت دارد ولی حقیقت آن است که من ۵دقیقه بیشتر وقت می دهم تا بازی کردن و شادی او را ببینم ،
۵دقیقه ای که دیگر هرگز نمی توانم بودن در کنار تام از دست رفته ام را تجربه کنم
(آخرین تغییر در ارسال: 2018-02-10, 04:27 PM توسط Dave_Doma.)
2014-04-15, 10:51 PM
پ.خ ارسال‌ها پاسخ
mfdonline آفلاین
IT
*******

ارسال‌ها: 1,588
موضوع‌ها: 608
تاریخ عضویت: 2013 Nov
اعتبار: 0
#7
آواز جغد

جغدی روی كنگره‌های قدیمی دنیا نشسته بود. زندگی را تماشا می‌كرد. رفتن و رد پای آن را. و آدم‌هایی را می‌دید كه به سنگ و ستون، به در و دیوار دل می‌بندند. جغد اما می‌دانست كه سنگ‌ها ترك می‌خورند، ستون‌ها فرو می‌ریزند، درهامی‌شكنند و دیوارها خراب می‌شوند. او بارها و بارها تاج‌های شكسته، غرورهای تكه پاره شده را لابه‌لای خاكروبه‌های قصر دنیا دیده بود. او همیشه آوازهایی درباره دنیا وناپایداری‌اش می‌خواند؛ و فكر می‌كرد شاید پرده‌های ضخیم دل آدم‌ها، با ا ین آواز كمی بلرزد. روزی كبوتری از آن حوالی رد می‌شد، آواز جغد را كه شنید، گفت:« بهتر است سكوت كنی و آواز نخوانی. آدم‌ها آوازت را دوست ندارند.غمگینشان می‌كنی. دوستت ندارند. می‌گویند بدبینی و بدشگون و جز خبر بد، چیزی نداری.»
قلب جغد پیرشكست و دیگر آواز نخواند.
سكوت او آسمان را افسرده كرد. آن وقت خدا به جغد گفت: آواز‌‌خوان كنگره‌های خاكی من!
پس چرا دیگر آواز نمی‌خوانی؟ دل آسمانم گرفته است.
جغد گفت: خدایا! آدم‌هایت مرا و آوازهایم را دوست ندارند.
خدا گفت: آوازهای تو بوی دل كندن می‌دهد و آدم‌ها عاشق دل بستن‌اند. دل بستن به هر چیز كوچك و هر چیز بزرگ. تو مرغ تماشاو اندیشه‌ای! و آن كه می‌بیند و می‌اندیشد، به هیچ چیز دل نمی‌بندد؛
دل نبستن سخت‌ترین و قشنگ‌ترین كار دنیاست. اما تو بخوان و همیشه بخوان كه آواز تو حقیقت است و طعم حقیقت، تلخ.
جغد به خاطر خدا باز هم بر كنگره‌های دنیا می‌خواند.
و آن كس كه می‌فهمد، می‌داند
آواز او پیغام خداست كه می‌گوید:
آن چه نپاید، دلبستگی را نشاید




روزی تصميم گرفتم كه ديگر همه چيز را رها كنم. شغلم ‏را، دوستانم را، زندگي ام را!


به جنگلی رفتم تا برای آخرين بار با خدا ‏صحبت كنم. به خدا گفتم: آيا می‏ توانی دليلی برای ادامه زندگی برايم بياوری؟


و جواب ‏او مرا شگفت زده كرد.


او گفت : آيا درخت سرخس و بامبو را می بينی؟


پاسخ دادم : بلی.


فرمود: ‏هنگامی كه درخت بامبو و سرخس راآفريدم، به خوبی ازآنها مراقبت نمودم. به آنها نور ‏و غذای كافی دادم. دير زمانی نپاييد كه سرخس سر از خاك برآورد و تمام زمين را فرا ‏گرفت اما از بامبو خبری نبود. من از او قطع اميد نكردم. در دومين سال سرخسها بيشتر ‏رشد كردند و زيبايی خيره كننده ای به زمين بخشيدند اما همچنان از بامبوها خبری نبود. ‏من بامبوها را رها نكردم. در سالهای سوم و چهارم نيز بامبوها رشد نكردند. اما من ‏باز از آنها قطع اميد نكردم. در سال پنجم جوانه كوچكی از بامبو نمايان شد. در ‏مقايسه با سرخس كوچك و كوتاه بود اما با گذشت 6 ماه ارتفاع آن به بيش از 100 فوت ‏رسيد. 5 سال طول كشيده بود تا ريشه ‏های بامبو به اندازه كافی قوی شوند. ريشه هايی ‏كه بامبو را قوی می‏ ساختند و آنچه را برای زندگی به آن نياز داشت را فراهم می ‏كرد.


‏خداوند در ادامه فرمود: آيا می‏ دانی در تمامی اين سالها كه تو درگير مبارزه با ‏سختيها و مشكلات بودی در حقيقت ريشه هايت را مستحكم می ‏ساختی. من در تمامی اين مدت ‏تو را رها نكردم همانگونه كه بامبوها را رها نكردم.
‏هرگز خودت را با ديگران ‏مقايسه نكن. بامبو و سرخس دو گياه متفاوتند اما هر دو به زيبايی جنگل كمك می كنن. ‏زمان تو نيز فرا خواهد رسيد تو نيز رشد می ‏ كنی و قد می كشی!
‏از او پرسيدم : من ‏چقدر قد مي‏ كشم.
‏در پاسخ از من پرسيد: بامبو چقدر رشد می كند؟
جواب دادم: هر ‏چقدر كه بتواند.

‏گفت: تو نيز بايد رشد كنی و قد بكشی، هر اندازه كه ‏بتوانی
(آخرین تغییر در ارسال: 2014-04-26, 11:13 PM توسط mfdonline.)
2014-04-26, 11:09 PM
پ.خ ارسال‌ها پاسخ
mfdonline آفلاین
IT
*******

ارسال‌ها: 1,588
موضوع‌ها: 608
تاریخ عضویت: 2013 Nov
اعتبار: 0
#8
به همین سادگی

"به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی
اگر سفر نكنی،
اگر كتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نكنی.

به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی
زماني كه خودباوري را در خودت بكشی،
وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند.

به آرامي آغاز به مردن مي‌كنی
اگر بردهی عادات خود شوی،
اگر هميشه از يك راه تكراری بروی …
اگر روزمرّگی را تغيير ندهی
اگر رنگهای متفاوت به تن نكنی،
يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی.

تو به آرامی آغاز به مردن ميكنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سركش،
و از چيزهايی كه چشمانت را به درخشش وامی‌دارند،
و ضربان قلبت را تندتر مي‌كنند،
دوری كنی . .. .،

تو به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی
اگر هنگامی كه با شغلت،‌ يا عشقت شاد نيستی، آن را عوض نكنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی،
اگر ورای روياها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی
كه حداقل يك بار در تمام زندگيات
ورای مصلحت‌انديشی بروی . . ."

امروز زندگی را آغاز كن!
امروز مخاطره كن!
امروز كاری كن!
نگذار كه به آرامی بميری!
شادی را فراموش نكن

پابلو نرودا

You start dying slowly
if you do not travel,
if you do not read,
If you do not listen to the sounds of life,
If you do not appreciate yourself.
You start dying slowly
When you kill your self-esteem;
When you do not let others help you.
You start dying slowly
If you become a slave of your habits,
Walking everyday on the same paths…
If you do not change your routine,
If you do not wear different colours
Or you do not speak to those you don’t know.
You start dying slowly
If you avoid to feel passion
And their turbulent emotions;
Those which make your eyes glisten
And your heart beat fast.
You start dying slowly
If you do not change your life when you are not satisfied with your job, or with your love,
If you do not risk what is safe for the uncertain,
If you do not go after a dream,
If you do not allow yourself,
At least once in your lifetime,
To run away from sensible advice…

Pablo Neruda



[عکس: stop-worrying-be-positive-quote-inspitation-gif.gif]
(آخرین تغییر در ارسال: 2017-03-11, 01:48 AM توسط Dave_Doma.)
2014-04-30, 12:33 AM
پ.خ ارسال‌ها پاسخ
mfdonline آفلاین
IT
*******

ارسال‌ها: 1,588
موضوع‌ها: 608
تاریخ عضویت: 2013 Nov
اعتبار: 0
#9
به همین سادگی
می گویند میز #شادی جهان  ۴ پایه دارد:

دو تاشو “ #مولانا”به ما نشون داده .
دو تاشو “حافظ”.
دوتـایی که مولانا معرفی کرده :
“ مرنج ” و “ مرنجان ”
هرگز از ظلم یا بدخلقی و بدرفتاری مردم نرنجید؛
با صبوری با دیگران و نـزدیکانتان برخورد کنید.
و مانند باران باشید که پلیدیها را می شوید و دوبـاره به آسمان می رود پاک می شود و به زمین برمی گـردد،
شما هم درددل دیگران را گوش کنید.
تلخی ها،
زخم زبان ها،
بی محبتی ها.
و حق ناشناسی ها.
را تحمل کنید و آرامش تـان را از خداوند بخواهید.

و #حافظ گفته :
“ بنوشان “ و” نوش کن “
ای نور چشم من سخنی هست گوش کن
چون ساغرت پر است بنوشان و نوش کن

هر نعمتی که خدا به شما داده..
از مال یا سلامتی،
از معرفت و آگاهی ...
با دیگران تقسیم کنید و دیگران را در این لذت سهیم کنید؛
چون همه اینها امانتی ست که به ما داده شده؛
و باید این امانت و هدیه های الهی را،
با دیگران تقسیم کنیم ..
و لذت واقعی در همین چیزهاست...

#مهربان_باشیم
(آخرین تغییر در ارسال: 2019-10-10, 01:00 PM توسط Dave_Doma.)
2014-06-08, 03:53 PM
پ.خ ارسال‌ها پاسخ
mfdonline آفلاین
IT
*******

ارسال‌ها: 1,588
موضوع‌ها: 608
تاریخ عضویت: 2013 Nov
اعتبار: 0
#10
Wink  به همین سادگی
ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﺷﺨﺼﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﯼ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺷﺪﯼ ،
ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ ﺗﺎ ﻋﺸﻘﺖ ﺭﺍ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﻨﺪ ...
ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﺩﺷﻤﻨﺖ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺷﺪﯼ ،
ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ ﺗﺎ ﻗﺪﺭﺗﺖ ﺭﺍ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﻨﺪ
ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﺷﺨﺼﯽ ﮐﻪ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺗﺮﮐﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ،ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺷﺪﯼ ،
ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ ﺗﺎ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﭘﺸﯿﻤﺎﻧﯽ ﮐﻨﺪ
ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﻏﺮﯾﺒﻪ ﺍﯼ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺷﺪﯼ ،
ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ ﺗﺎ ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﭘﺎﺳﺨﺖ ﺭﺍ بدهد
این رمز موفقیت توست
و به قول سهراب سپهری عزیز ؛
زندگی با همه‌ی وسعت خویش
محفل ساکت غم خوردن نیست
حاصلش تن به جزا دادن و افسردن نیست
زندگی خوردن و خوابیدن نیست
زندگی جنبش جاری شدن است
از تماشاگه آغاز حیات تا به جایی که خدا میداند
(آخرین تغییر در ارسال: 2014-10-11, 02:16 PM توسط Dave_Doma.)
2014-07-02, 02:28 PM
پ.خ ارسال‌ها پاسخ


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 3 مهمان