امتیاز موضوع:
  • 197 رای - 2.59 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
عــــشـــــــق و نـــفـــــــــرت
Dave_Doma آفلاین
مدیر کل
*******

ارسال‌ها: 4,096
موضوع‌ها: 1,441
تاریخ عضویت: 2013 Nov
اعتبار: 2
RE: عــــشـــــــق و نـــفـــــــــرت
من ، خالی از عاطفه و خشم

خالی از خویشی و غربت

گیج و مبهوت بین بودن و نبودن

عشق  ، آخرین همسفر من

مثل تو منو رها کرد

حالا دستام مونده و تنهایی من

 ای دریغ از من ، که بی خود مثل تو گمشدم ، گمشدم تو ظلمت تن

ای دریغ از تو ، که مثل عکس عشق ، هنوزم داد می زنی تو آینه ی من

آه ، گریمون هیچ ، خندمون هیچ

باخته و برندمون هیچ

تنها آغوش تو مونده ، غیر از اون هیچ

ای ، ای مثل من تک و تنها

دستامو بگیر که عمر رفت

همه چی تویی ، زمین و آسمون هیچ

 ای دریغ از من ، که بی خود مثل تو گمشدم ، گمشدم تو ظلمت تن

ای دریغ از تو ، که مثل عکس عشق ، هنوزم داد می زنی تو آینه ی من

 آه ، گریمون هیچ ، خندمون هیچ

باخته و برندمون هیچ

تنها آغوش تو مونده ، غیر از اون هیچ

  بی تو می میرم ،همه بود و نبود

بیا پر کن منو ای خورشید دل سرد

بی تو می میرم مثل قلب چراغ

نور تو بودی ، کی منو از تو جدا کرد
2017-08-22, 11:15 PM
پ.خ ارسال‌ها پاسخ
mfdonline آفلاین
IT
*******

ارسال‌ها: 1,588
موضوع‌ها: 608
تاریخ عضویت: 2013 Nov
اعتبار: 0
RE: عــــشـــــــق و نـــفـــــــــرت
آن که می گوید دوستت دارم
خنیاگر غمگینی است
که آوازش رااز دست داده است
ای کاش عشق را
زبان سخن بود
هزار کاکلی شاد
در چشمان توست
هزار قناری خاموش
در گلوی من.
عشق را
ای کاش زبان سخن بود
آنکه می گوید دوستت دارم
دل اندوهگین شبی است
که مهتابش را می جوید
ای کاش عشق را
زبان سخن بود
هزار آفتاب خندان در خرام توست
هزار ستاره گریان
در تمنای من.
عشق را
ای کاش زبان سخن بود
 "احمد شاملو"
(آخرین تغییر در ارسال: 2017-09-13, 01:49 AM توسط mfdonline.)
2017-09-13, 01:49 AM
پ.خ ارسال‌ها پاسخ
mfdonline آفلاین
IT
*******

ارسال‌ها: 1,588
موضوع‌ها: 608
تاریخ عضویت: 2013 Nov
اعتبار: 0
RE: عــــشـــــــق و نـــفـــــــــرت
تو به من خندیدی و نمی دانستی؛ من به چه دلهره از باغچۀ همسایه سیب را دزدیدم؛ باغبان از پی من تند دوید؛ سیب را دست تو دید؛ غضب آلود به من کرد نگاه؛ سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک.. و تو رفتی و هنوز؛ سال هاست که در گوش من آرام آرام؛ خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم و من اندیشه کنان غرق در این پندارم؛ که چرا باغچۀ کوچک ما سیب نداشت.


حمید مصدق

من به تو خندیدم.. چون که می دانستم، تو به چه دلهره از باغچۀ همسایه سیب را دزدیدی.. پدرم از پی تو تند دوید و نمی دانستی باغبان باغچۀ همسایه، پدر پیر من است.. من به تو خندیدم؛ تا که با خندۀ خود پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم بغض چشمان تو لیک؛ لرزه انداخت به دستان من و سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک.. دل من گفت: برو! چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریۀ تلخ تو را؛ و من رفتم و هنوز.. سال هاست که در ذهن من آرام آرام، حیرت و بغض تو تکرار کنان می دهد آزارم.. و من اندیشه کنان غرق در این پندارم؛ که چه می شد اگر باغچۀ خانه ما سیب نداشت



فروغ فرخزاد

به شما خندیدم و نمی دانستید.. که همان سیب دل آدم و حوا را برد. پدرش تند دوید از پی تو و نمی دانستی، پدرش سیب نخواهد از تو.. نگران گل نشکفته زیبای خود است و همان پیر پدر بعد از تو، همه سان دخترکش تنها دید.. و شنیدم که به زیر لب گفت: "همه باغم به شما میدادم، که اگر سیب ز من میخواستید"



حاد
(آخرین تغییر در ارسال: 2017-11-05, 11:25 PM توسط mfdonline.)
2017-11-05, 11:23 PM
پ.خ ارسال‌ها پاسخ
mfdonline آفلاین
IT
*******

ارسال‌ها: 1,588
موضوع‌ها: 608
تاریخ عضویت: 2013 Nov
اعتبار: 0
RE: عــــشـــــــق و نـــفـــــــــرت
زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست
پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست
نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان
نیم شب دوش به بالین من آمد بنشست
سر فرا گوش من آورد به آواز حزین
گفت ای عاشق دیرینه من خوابت هست
عاشقی را که چنین باده شبگیر دهند
کافر عشق بود گر نشود باده پرست
برو ای زاهد و بر دردکشان خرده مگیر
که ندادند جز این تحفه به ما روز الست
آن چه او ریخت به پیمانه ما نوشیدیم
اگر از خمر بهشت است وگر باده مست
خنده جام می و زلف گره گیر نگار
ای بسا توبه که چون توبه حافظ بشکست
2017-12-11, 02:13 PM
پ.خ ارسال‌ها پاسخ
mfdonline آفلاین
IT
*******

ارسال‌ها: 1,588
موضوع‌ها: 608
تاریخ عضویت: 2013 Nov
اعتبار: 0
RE: عــــشـــــــق و نـــفـــــــــرت
همه کس را تن و اندام و جمالست و جواني
وين همه لطف ندارد تو مگر سرو رواني

نظر آوردم و بردم که وجودي به تو ماند
همه اسمند و تو جسمي همه جسمند و تو جاني

تو مگر پرده بپوشي و کست روي نبيند
ور همين پرده زني پرده خلقي بدراني

تو نداني که چرا در تو کسي خيره بماند
تا کسي همچو تو باشد که در او خيره بماني

نوک تير مژه از جوشن جان مي گذراني
من تنک پوست نگفتم تو چنين سخت کماني

هر چه در حسن تو گويند چناني به حقيقت
عيبت آنست که با ما به ارادت نه چناني

رمقي بيش نماندست گرفتار غمت را
چند مجروح توان داشت بکش تا برهاني

بيش از اين صبر ندارم که تو هر دم بر قومي
بنشيني و مرا بر سر آتش بنشاني

گر بميرد عجب ار شخص و دگر زنده نباشد
که براني ز در خويش و دگربار بخواني

سعديا گر قدمت راه به پايان نرساند
باري اندر طلبش عمر به پايان برساني 

"سعدی" 
2018-02-21, 01:59 AM
پ.خ ارسال‌ها پاسخ
mfdonline آفلاین
IT
*******

ارسال‌ها: 1,588
موضوع‌ها: 608
تاریخ عضویت: 2013 Nov
اعتبار: 0
RE: عــــشـــــــق و نـــفـــــــــرت
بعد از اون حرفا بعد از این دردا هرکی بود میرفت
اون همه عاشق این همه تنها هرکی بود میرفت
هر زمان فکرم سمت رفتن رفت با قلبم برگشتم
زندگی با تو حس خوبی داشت از این حس نگذشتم
چه بارونی چه رویایی کجا میری بی من کجایی دستامو یادت میره
دنیامو غم میگیره تا الانشم دیره نذار گم شم تو تنهایی
اینجا جای موندن نیست نای موندن نیست
پای موندن نیست هیشکی با من نیست
هرچی که خواستم اینجا اصلا نیست تنهام
اینجا دور من درده زندگیم سرده رنگ هر سالم
تا ابد زرده تنها تنهایی باورم کرده تنهام
چه بارونی چه رویایی کجا میری بی من
کجایی دستامو یادت میره دنیامو غم میگیره
تا الانشم دیره نذار گم شم تو تنهایی
(آخرین تغییر در ارسال: 2018-05-13, 11:27 PM توسط mfdonline.)
2018-05-13, 11:26 PM
پ.خ ارسال‌ها پاسخ
mfdonline آفلاین
IT
*******

ارسال‌ها: 1,588
موضوع‌ها: 608
تاریخ عضویت: 2013 Nov
اعتبار: 0
RE: عــــشـــــــق و نـــفـــــــــرت
هوامو نداشتی هوایی شدم چه کابوس بی انتهایی شدم
نگاهت من و زیر و رو میکنه من و با دلم روبه رو میکنه
من و دست بسته تو و قلب خسته که هر کی رسیده یه جاشو شکسته
ولی حسن عاشق به دیوونگیشه یه وقتا کوه هم دلش ابری میشه
ابری شو خاطره هاتو ببار بارون شو یاد من عشق و بیار
من میرسم به تو آخر کار بارون ببار
من بی قرار توئم بی قرار بیرون بیارم از این انتظار
عاشق شدم مثل ابر بهار بارون ببار
پریشونم اما پریشون ترم کن فقط از تو میخوام یه کم باورم کن
هوام از نفسهات داره جون می گیره نفس میکشم تا خیالت نمیره
ابری شو خاطره هاتو ببار بارون شو یاد من عشق و بیار
من میرسم به تو آخر کار بارون ببار
من بی قرار توئم بی قرار بیرون بیارم از این انتظار
عاشق شدم مثل ابر بهار بارون ببار
2018-10-28, 12:22 AM
پ.خ ارسال‌ها پاسخ
mersit آفلاین
مدیر کل
*******

ارسال‌ها: 53
موضوع‌ها: 30
تاریخ عضویت: 2013 Nov
اعتبار: 0
داغ یک عشق قدیمو اومدی تازه کردی
داغ یک عشق قدیمو اومدی تازه کردی
داغ یک عشق قدیمو اومدی تازه کردی
شهر خاموش دلم رو تو پرآوازه کردی
آتش این عشق کهنه دیگه خاکستری بود
اومدی وقتی تو سینه نفس آخری بود
به عشق تو زنده بودم منو کشتی
دوباره زنده کردی دوستت داشتم
دوستم داشتی منو کشتی دوباره زنده کردی
تا تویی تنها بهانه واسه زنده بودنم
من به غیر از خوبی تو مگه حرفی میزنم
عشقت به من داد عمر دوباره
معجزه با تو فرقی نداره
تو خالق من بعد از خدایی
در خلوت من تنها صدایی به عشق تو زنده بودم
منو کشتی دوباره زنده کردی دوستت داشتم
دوستم داشتی منو کشتی دوباره زنده کردی
رفته بود هر چی که داشتیم دیگه از خاطر من
کهنه شد اسم قشنگت میون دفتر من
من فراموش کرده بودم همه روزای خوبو
اومدی آفتابی کردی تن سرد غروبو
عشقت به من داد عمر دوباره
معجزه با تو فرقی نداره
تو خالق من بعد از خدایی
در خلوت من تنها صدایی به عشق تو زنده بودم
منو کشتی دوباره زنده کردی
دوستت داشتم دوستم داشتی
منو کشتی دوباره زنده کردی
داغ یک عشق قدیمو اومدی تازه کردی
2020-04-27, 11:34 PM
پ.خ ارسال‌ها پاسخ
mersit آفلاین
مدیر کل
*******

ارسال‌ها: 53
موضوع‌ها: 30
تاریخ عضویت: 2013 Nov
اعتبار: 0
RE: عــــشـــــــق و نـــفـــــــــرت
هنوزم دستای گرمت جای امنی واسه گریس
تو قشنگی مثل بارون من دلــــــــــــــم پر از گلایس
هنوزم تو این هیاهو تو این بغض شبونه
من و گنجشکای خونه دیدنت عادتمونه


پشت پنجره هنوزم چشم به راهت میشینم
ای که بی تو خودمو تک و تنها میبینم 


ما دوتا پنجره بودیم گفتی که باید بمیریم
دیوارا همه خراب شد ولی ما هنوز اسیریم
ما هنوزم مثل مرداب مسخ آینه کویریم
ما همونیم که می خواستیم خورشیدو با دست بگیریم
گریه هام حروم شدن کاری بکن
چشم من بیا منو یاری بکن
گریه هام حروم شدن کاری بکن
چشم من بیا منو یاری بکن


وقتی که به تو رسیدم هنوزم آهو نفس داشت
هنوزم چلچله انگار تو چشاش غم قفس داشت
غزلک گریه نمی کرد تو شبای بی چراغی
من و تو هم قصه بودیم از ستاره به اقاقی
حالا اما دیگه وقت رفتنه جاده اسم منو فریاد می زنه
حالا اما دیگه وقت رفتنه جاده اسم منو فریاد می زنه

حالا من موندم و یاد کوچه های خاکی و خیس
یاد خونه ای که دیگه خیلی وقته مال ما نیست
اگه خاموشم و خسته اگه از تو دور دورم
تکیه کن به من غریبه من یه کوه پر غرورم
پشت پنجره هنوزم چشم به راهت می شینم
ای که بی تو خودمو تک و تنها میبینم …
2020-04-27, 11:41 PM
پ.خ ارسال‌ها پاسخ


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 3 مهمان