امتیاز موضوع:
  • 138 رای - 2.72 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
معنا درمانی
mfdonline آفلاین
IT
*******

ارسال‌ها: 1,588
موضوع‌ها: 608
تاریخ عضویت: 2013 Nov
اعتبار: 0
#1
معنا درمانی
معنا درمانی می‌تواند به شما کمک کند تا از دردها هم لذت ببرید


?گاهی در زندگی اتفاقاتی می‌افتد که ما را در تنگنا قرار می‌دهد. لحظاتی پراز غم، دلواپسی، یاس و ناامیدی. لحظاتی که برای همه ما پیش می‌آید و تنها مخصوص عده‌ای خاص نیست اما تفاوت ما از جایی آغاز می‌شود که عده‌ای می‌توانند از این رنج و غم بیرون بیایند و دوباره سرپای خود بایستند و عده‌ای دیگر که شاید خود ما هم جزو آنها باشیم نمی‌توانند. اما چرا؟!...
ویکتور امیل‌فرانکل، یکی از نظریه‌پردازان علم روان‌شناسی و پایه‌گذار مکتب معنادرمانی است. شیوه‌ای که به شما کمک می‌کند تا معنای درد و رنج‌هایتان را بیابید و شرایط سخت‌تان را به آرامش و راحتی تبدیل کنید.
امیل فرانکلین درباره این شیوه می‌گوید: «معناجویی زمانی پا به عرصه می‌گذارد که فرد در مقابل حوادث و مشکلات غیرقابل پیش‌بینی قرار می‌گیرد و مستاصل و گیج می‌ماند که چه کند و گاه‌ چاره‌ای جز پذیرفتن مشکل خود نمی‌یابد.
این در حالی است که اگر پذیرفتن اتفاقات برایش خالی از هر گونه معنایی باشد، فرد به راحتی تبدیل به آدمی منزوی، افسرده و منفعل می‌شود اما اگر همین فرد قادر باشد در اوج مشکلات معنایی برای رنج‌ها و دردهایش پیدا کند آنگاه از این رنج و درد صدمه نمی‌بیند و پذیرش این حالت با افسردگی همراه نمی‌شود حتی آرامش درونی را با خود برای فرد می‌آورد.
انسان با خلق معنا ثابت می‌کند که ارزش و توانایی تحمل رنج‌هایش را دارد و با این کار شایستگی این را پیدا می‌کند که در مقابل سرنوشت خود بایستد و آن را به سمت و سوی درستی ببرد.
● هیچ دردی پوچ نیست
هرگاه انسان به این نتیجه برسد که در حال حاضر سرنوشت او رنج بردن است و ناچار است رنجش را به عنوان وظیفه‌ای استثنایی و یگانه بپذیرد و هیچ‌کس نمی‌تواند او را از رنج‌هایش برهاند یا به جای او رنج برد. در این میان تنها فرصت موجود، بستگی به چگونگی برخورد او با مشکلات و تحمل آنها دارد. به عبارتی دیگر فرد باید سعی کند نگرش و دید خود را نسبت به اتفاقات و دردها تغییر دهد و باور کند این ذهن ماست که رویدادها و حوادث را ناگوار و غیرقابل تحمل می‌سازد یا برعکس آنها را تنها مسیرهایی از زندگی بداند که باید از آنها گذر کند. وظایف، سرنوشت و مسوولیت اعمال هر فرد به خودش وابسته است. او باید خود، روش پاسخگویی به مسایل خود را پیدا کند بنابراین ما باید خودمان معنای زندگی‌ای را که برایمان مناسب است، پیدا کنیم. زمانی هم که با وضعیت متفاوت و منحصر به فردی روبه‌رو می‌شویم باید معنایی متناسب با آن وضعیت بیافرینیم. گاهی اوقات اتفاقات و رویدادهای ناخواسته رخ می‌دهند. ما باید پاسخی برای آنها داشته باشیم و سعی کنیم فعالانه سرنوشت‌مان را شکل دهیم زیرا هر موقعیت تازه پاسخی جداگانه می‌طلبد. مساله مهم این است که باور کنیم هیچ رنجی و دردی بی‌معنا و پوچ نیست.
● زندگی خالی از هیجان
شاید فکر کنید جستجو و یافتن معنا خود می‌تواند موجب تنش شود اما فرانکل این تنش و هیجان را از شرایط لازم سلامت روان می‌داند و می‌گوید: «زندگی خالی از هیجان محکوم به روان نژندی است. شخصیت سالم باید در سطحی میان آنچه به آن دست یافته یا به انجام رسانده و آنچه که باید بدان دست یابد یا به انجام رسانده، باشد. یعنی فاصله‌ای میان آنچه هست و آنچه باید باشد. این فاصله برای آن است که فرد سالم تلاش کافی برای دستیابی به اهدافی که به زندگیش معنا می‌بخشد را داشته باشد.»
● به دنبال خوشبختی نگرد
فرانکل معتقد است: «در زندگی لذت و شادمانی باید وجود داشته باشد اما خود نباید هدف واقع شود. نمی‌توان در جستجوی خوشبختی رفت و آن را یافت زیرا خوشبختی نتیجه معنایی است که خود ما به کل شرایط زندگی‌مان می‌دهیم.» فرانکل می‌گوید: «در زندگی گاه لحظات کوتاهی وجود دارد که ما را غرق لذت و سرور می‌کند. همین لحظات کوتاه و شادمانی‌های کوچک هستند که به کل زندگی ما ارزش زیستن می‌دهند نه اتفاقات و پیروزی‌های خارق‌العاده حتی اگر این شادمانی‌ها فقط یک لحظه باشند زیرا عظمت هستی را می‌توان با عظمت یک لحظه سنجید.»
منبع : روزنامه سلامت
2016-07-27, 12:44 AM
پ.خ ارسال‌ها پاسخ


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان