امتیاز موضوع:
  • 126 رای - 2.78 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ازدواج
Dave_Doma آفلاین
مدیر کل
*******

ارسال‌ها: 4,096
موضوع‌ها: 1,441
تاریخ عضویت: 2013 Nov
اعتبار: 2
#21
چگونه به همسرمان نشان دهیم که دوستش داریم؟
هرگز در جمع ، اشکالات و اشتباهات او را به او گوشزد نکنید ، او را تمسخر و یا طرد نکنید. اگر او مرتکب اشتباهی می شود حتما" بطور خصوصی به او بگویید .




در زندگی متاهلی ، گاهی کار زیاد ، فرزندان و یا حتی فعالیتهای روزمره باعث می شوند که شما زمان بسیار کمی برای نشان دادن عشق خود نسبت به همسرتان داشته باشید . اما لازم نیست کار زیادی انجام دهید و وقت زیادی صرف کنید ، چند روش ساده وجود دارد که با استفاده از آنها می توانید به همسرتان نشان دهید که دوستش دارید.

1 - همسرتان را در الویت قرار بدهید
اگر با همسرتان طوری رفتار کنید که بفهمد برای شما در الویت است کاملا" می فهمد که چقدر دوستش دارید . برای مثال ، وقتی همسرتان بعد از یک روز کاری به خانه بر می گردد ، آشپزی را متوقف کنید ، اجازه بدهید بچه ها با وسایل خودشان بازی کنند ، کامپیوتر را خاموش کنید و حتی تلویزیون را هم خاموش کنید و فقط به همسرتان و خواسته های او توجه کنید ، با او سلام و احوالپرسی کنید ، او را در آغوش بگیرید ، ببوسید و درباره روزی که پشت سر گذاشته از او سئوال کنید . این توجه خاص حتی اگر چند دقیقه هم باشد کافی است .

2 - همسرتان را هرگز با دیگران مقایسه نکنید
مردها اصلا" دوست ندارند با دیگران مقایسه شوند.

3 - همیشه به او احترام بگذارید
هرگز در جمع ، اشکالات و اشتباهات او را به او گوشزد نکنید ، او را تمسخر و یا طرد نکنید. اگر او مرتکب اشتباهی می شود حتما" بطور خصوصی به او بگویید . این کار شما باعث می شود او کاملا" حس کند که شما در هر جمعی پشتیبان او هستید و از او حمایت می کنید. علاوه براین ، هرگز اجازه ندهید که خانواده و دوستان شما به او بی احترامی کنند.

4 - وقتی با دیگران صحبت می کنید از همسرتان تعریف کنید و سعی کنید همسرتان بشنود که شما در حال تعریف کردن از او هستید
اگر همسرتان کار بسیار خوبی انجام داده و یا کار خاصی برای شما انجام داده است آن را برای دیگران هم تعریف کنید. وقتی همسرتان این ها را می شنود احساس می کند که خیلی مهم است و کارهایش برای شما ارزش دارد.

5 - برای او یک یادداشت عاشقانه بنویسید و روی میزش و یا روی کیفش بگذارید تا صبح که از خواب بیدار می شود آن را ببیند
این یادداشت محبت آمیز باعث می شود قبل ازاینکه او روزش را آغاز کند به یاد بیاورد که شما عاشقانه او را دوست دارید. مهم نیست که درآن روز چه اتفاقاتی برای او می افتد و چه مشکلاتی در محل کارش برایش پیش می آید ، این یادداشت باعث می شود که او در تمام طول روز به یاد داشته باشد که شما دوستش دارید.



منبع : aftabir.com
2013-12-03, 01:52 PM
پ.خ ارسال‌ها پاسخ
Dave_Doma آفلاین
مدیر کل
*******

ارسال‌ها: 4,096
موضوع‌ها: 1,441
تاریخ عضویت: 2013 Nov
اعتبار: 2
#22
کدام ازدواج ها ریسک بالاتری دارند؟
مشاوران ازدواج معتقدند برخی از ازدواج ها احتمال شکست بیشتری دارند. آنها مراجعان خود را که در مرحله آشنایی یا نامزدی با شکست رو به رو شده اند، بررسی کرده اند و اشتراکاتی بین آنها پیدا کرده اند که کمک می کند دسته بندی مشخصی از ازدواج های پرریسک ارائه دهند.

این ازدواج ها بر اساس دسته بندی به 7 دسته تقسیم می شوند

دسته اول: ازدواج هایی که قبل از 25 سالگی آقایان و قبل از 23 سالگی خانم ها صورت گرفته
البته بارها گفته ایم که سن به تنهایی نمی تواند ملاک موفقیت یا شکست یک ازدواج باشد. ازدواج های زیادی هستند که در سنین پایین هم موفق اند اما باید بگوییم که در سنین پایین احتمال شکست در ازدواج به مراتب بیشتر است.
با توجه به عدم ثبات معیار های انتخاب همسر، عدم شناخت فردی و شرایط پیرامون، عدم استقلال فکری، مالی و ضعف تصمیم گیری، انتخاب های احساسی و عدم شناخت کافی از جنس مخالف، این دسته از ازدواج ها یکی از پر ریسک ترین نوع ازدواج ها به شمار میرود و افرادی که در این رده سنی تصمیم به ازدواج و طی مراحل آشنایی دارند لازم است آموزشهای لازم را جهت ارتباط و شناخت صحیح کسب نمایند وبا مشاور و راهنمایی خانواده ها نسبت به آن اقدام کنند.

دسته دوم: ازدواج به علت نیاز جنسی
اگر چه بخشی از انگیزه های ازدواج به تامین غریزه جنسی مربوط می شود و این حق عرفی و شرعی افراد است، اما نیاز جنسی نباید تنها دلیل ازدواج باشد چرا که پس ازتامین شدن آن فشارحاصل از شرایط پیرامون زندگی و مسئولیت پذیری و عدم برنامه ریزی می توانند باعث شکست در ازدواج شود.

دسته سوم: ازدواج تحمیلی
ازدواج هایی که به طرفین از سوی خانواده یا بر اساس رسم و رسومات تحمیل می شود و بعضا ازدواج های فامیلی هستند که علاوه بر اینکه درصد شکست در ایندسته از ازدواج ها زیاد است، می تواند باعث گسترش خیانت های جنسی و عاطفی زوجین نسبت به یکدیگر شود همچنین باعث سرخوردگی و ضعف در استقلال فکری و تصمیم گیری افراد شود.

اگر چه همه ما ممکن است مجذوب زیبائی های دیگران شویم اما از آنجایی که ظاهر در ابعاد مختلف در گذر زمان عادی می شود،پس توصیه می شود زیبایی ظاهری در کنار سایر خصوصیات فردی و شخصیتی افراد ملاک انتخاب همسر باشد نه تنها دلیل انتخاب



دسته چهارم: ازدواج هایی که به واسطه ظاهر و موقعیت اجتماعی طرفین صورت می گیرد اگر چه همه ما ممکن است مجذوب زیبائی های دیگران شویم اما از آنجایی که ظاهر در ابعاد مختلف در گذر زمان عادی می شود و پس از سایر خصوصیات که اکثرا باطنی هستند نمود می کند. پس با توجه به تجارب مشاوران ازدواج توصیه می شود زیبایی ظاهری در کنار سایر خصوصیات فردی و شخصیتی افراد ملاک انتخاب همسر باشد نه تنها دلیل انتخاب.

دسته پنجم: ازدواج هایی که در آن زن نسبت به مرد برتری دارد
مسئله این نیست که خانم ظرفیت برتری نسبت به آقا را ندارند بلکه یکی از دلایل درونی خانم ها جهت ازدواج نیاز به یک تکیه گاه قوی است. پس در ازدواج شایسته است مرد در چند عامل برتری داشته باشد


دسته ششم: ازدواج های راه دور
اردواج نیاز به شناخت نزدیک و رو در رو دارد. شما باید مدتی طولانی با فرد مورد نظر خود نشست و برخاست کنید که این مدت معمولا در دوران آشنایی، خواستگاری، بله بران، نامزدی و عقد صرف می شود اما اگر فرد مورد نظر شما در دسترس نباشد، نتوانید با او بیرون بروید، نتوانید رفتار او را در خانواده ببینید یا نتوانید در موقعیت های مختلف واکنش های او را بسنجید، چطور می خواهید درباره او اطلاعات جامع و کاملی به دست بیاورید؟


دسته هفتم: ازدواج هایی که دو خانواده دارای دو فرهنگ مختلف هستند
خانواده مهترین نقش در تربیت فرد بازی می کند، اختلافات خانوادگی زمانی بیشتر می شود که دو خانواده آداب و رسوم و فرهنگ مختلفی داشته باشند. معمولا این اختلافات شامل: اختلاف سر مهریه، اختلاف بر سر مراسم، اختلاف در زمینه حد مشارکت یا دخالت های خانوادگی در زندگی تازه عروس و داماد، اختلاف سلیقه و معیارهای روابط اجتماعی و... هستند. همه این ها فشار روحی و استرس زیادتری بر طرفین وارد می کند. بنابراین بهتر است زمینه خانوادگی شما و همسرتان تا حد ممکن شبیه هم باشد.

منبع: تبیان
2013-12-03, 01:53 PM
پ.خ ارسال‌ها پاسخ
Dave_Doma آفلاین
مدیر کل
*******

ارسال‌ها: 4,096
موضوع‌ها: 1,441
تاریخ عضویت: 2013 Nov
اعتبار: 2
#23
ازدواج ،تمرین محبت است
در این مقاله قصد داریم کمی دقیق تر به ازدواج نگاه کنیم و به چند بعد آن به صورت جزئی تر بپردازیم و از فواید و ضرورتهای آن سخن بگوئیم .

ازدواج ،تمرین محبت است

دراین قسمت به بحث " تغذیه نیاز عاطفی" ، " بزرگ شدن روح " و " تمرین محبّت کردن " می پردازیم و در مقاله ی بعد به دیگر فواید ازدواج مثل : " تمرین در ارتباطات" و " شخصیت مفید و مستقل " خواهیم پرداخت :

تغذیه نیاز عاطفی :

نیازی در وجود انسان هست که جایگزینی دیگر برای پاسخ دادن به آن نیاز جز ازدواج وجود ندارد و آن نیاز ، نیاز عاطفی است .

انسان را از این رو نام انسان نهاده اند که نیاز به انس دارد و ریشه لغوی انسان از انس گرفته شده است ، انسان با مؤانست با دیگران آرام تر می شود ، هر چند که انس حقیقی در انس با محبوب ازلی و ابدی است .

نیاز عاطفی ، نیازی است که انسان پس از پشت سر گذاشتن دوران کودکی و نوجوانی ، وجود آن را ملموس تر احساس می کند و تفاوتی نمی کند که انسان تا قبل از جوانی در فضای محبت آمیزی بزرگ شده باشد یا خیر ، و هر چقدر انسان والدین مهربان و دلسوزی داشته باشد و هر چقدر برادران و خواهران مهربان و هر چقدر دوستان خونگرم و صمیمی داشته باشد ، باز هم احساس می کند هنوز تشنه ی یک نفر دیگر است ، تشنه محبت ورزیدن و مورد محبت قرار گرفتن .

نیاز عاطفی نیازی است که حتی انسان وقتی در میان انسانهای مهربان هم قرار دارد وجود آن را حس می کند ، احساس می کند یکی دیگر باید باشد تا با او راحت تر حرفهای دلش را بزند ،محبتش را عرضه کند و سنگ صبورش باشد. جالب اینجاست که این عطش و نیاز را نسبت به جنس مخالف خود هم می بیند و در این میان ، هیچ چیزی نمی تواند به این نیاز حقیقی و مهم ، به طیبی و طاهری و گوارایی ازدواج ، پاسخ دهد و بواسطه وجود این نیاز است که وقتی انسان در کنار همسر قرارمی گیرد ، به انس و آرامش می رسد و این سکونت و آرامش نه یک امر مجازی و قرار دادی است ، بلکه امری حقیقی و فطری است که بر حسب خلقت ما طرح ریزی شده است .

(( و از نشانه های او این است که برای شما از جنس خودتان جفتی آفرید تا در کنار او آرامش یابید و میان شما مودت و رحمت قرار داد و در این کار نشانه هایی است برای کسانی که تفکر می کنند )) . ( روم / 21 )

همسر ، کسی است که وجود ما را از تک بودن و تنها بودن ، به یک وجود مجموعه دار و کامل تر تبدیل می کند و به واسطه همین تکمیل شدن و ارضاء شدن چند بعدی است که وجود ما آرام تر و تسکین یافته تر می شود .

تحقیقات علمی نیز نشان داده است که متأهلین از لحاظ روحی و روانی دارای ضریب سلامتی بالاتری از افراد مجرد می باشند و میزان مفاسد و جنایتها و همچنین خودکشیها در میان مجرد ها بیشتر از متأهلین است و این ناشی از این حقیقت است که تأهل وجود روانی انسان را سالم تر و آرام تر می کند و جلوی خیلی از مفاسد ـ که ناشی از ناآرامی و اضطراب روحی و روانی است ـ را می گیرد .

بزرگ شدن روح :

یکی از مهمترین نتایجی که در اثر ازدواج حاصل می شود بیرون رفتن فرد از مدار فردیت خود و شکسته شدن نسبی اما قابل توجه حصار نفسانیت انسان است .

ازدواج توأم با توجه به یک فرد دیگر ـ که تا بحال غریبه بوده و یا حکم نامحرم داشته است ـ می باشد و این امری است مهم ، چرا که تا بحال جوان ما به جز وجود خود و آمال و آرزوهای خود فکری دیگر نداشته است ، اما بواسطه ی ازدواج ، یک نفر دیگر نیز در مدار برنامه ریزی و توجه او قرار می گیرد و حاضر است از وجود خود و داشته های خود به دیگری نیز عطا کند و به واسطه ی محبت و دوستی که ایجاد می شود (( من )) وجودی فرد گسترش یافته و از مدار صرف خودبینی خارج می گردد و تلاش برای آسودگی ، رفاه و آسایش یک نفر دیگر حکایت از بزرگ شدن روح فرد می کند ، چرا که وی ، یک نفر دیگر را تحت لطف قرار می دهد و بواسطه ی وی یک نفر دیگر زندگی راحت تری را تجربه می کند .

تمرین محبّت کردن :

در ازدواج یک اتفاق مهم دیگر می افتد و یا بایستی بیفتد و آن صمیمیت و دوستی بین دو نفر است و این یکی از اهداف مهم دین اسلام است که افراد با هم دوست و صمیمی شوند .

خداوند در ازدواج چاشنی یک ارتباط محبت آمیز را با قرار دادن مودت و رحمت بین زوجین قرار داده است ، بنابرین ازدواج یکی از بهترین زمینه ها برای تمرین محبت کردن ـ آن هم یک محبت حلال ، طیب و مهم تر از همه واقعی ـ را فراهم می کند و همین تمرین محبت کردنها کم کم انسان و روحش را بزرگ تر و رئوف تر می کند .



منبع:تبيان
2013-12-03, 01:53 PM
پ.خ ارسال‌ها پاسخ
Dave_Doma آفلاین
مدیر کل
*******

ارسال‌ها: 4,096
موضوع‌ها: 1,441
تاریخ عضویت: 2013 Nov
اعتبار: 2
#24
آیا عشق فریب است؟
ملت عشق از همه دین‌ها جداست عاشقان را مذهب و ملت خداست


«مثنوی، دفتر اول»


عشق انواع گوناگونی دارد:

عشق والدین، عشق فرزندی، عشق اتکایی، عشق خودشیفته، عشق احساساتی، عشق به خود، عشق به خدا، عشق برای گروه، عشق به مکتب و یا مملکت.

یکی از محققان می‌گوید: عشق یک مفهوم تک بعدی نیست و با توجه به کیفیت روابط می‌توان گونه‌های مختلفی را برای آن قایل شد.

‌طبقه‌بندی عشق:

1- عشق به خدا: یا عشق دینی که در آن خدا به منزله برترین ارزش و مطلوب‌ترین خیر است.

2- عشق‌های واقعی: نخستین شرط خوشبختی در عشق این است که از آغاز بین شرکای عشق هماهنگی جسمی و روحی وجود داشته باشد. هنگامی که این هماهنگی وجود نداشته باشد حتمی است که عشق بیشتر از خوشبختی، موجب بدبختی ما خواهد شد.

3- عشق‌های کاذب: گاهی مواقع حس حقارت و خودبینی و خودخواهی افراد حتی به طور ناخودآگاه در قالب عشق و عواطف تجلی می‌کند و تنها این عشق‌های کاذب‌اند که درون‌شان پر از کینه و خودخواهی است.

4- عشق افسانه‌ای: حالتی است که «پاول هاک» آن را به درستی به عنوان یک تشخیص روان‌پزشکی در نظر می‌گیرد. حالتی که فرد در آن به ترویج روش‌هایی از عشق‌ورزی روی می‌آورد که هدف آن تسخیر معشوق است.

5- عشق احساساتی: اساس این نوع عشق در این حقیقت نهفته است که عشق فقط در خیال وجود دارد، نه در عالم واقع که مشهود و محسوس است. رایج‌ترین نوع این عشق را در کسانی می‌توان دید که از مصرف‌کنندگان فیلم‌های سینمایی، دوستداران داستان‌های عاشقانه مجلات و آوازهای عاشقانه هستند و به واسطه ی آنها، لذت می‌برند.

در زندگی جوامع امروزی که یکی از باز ماندن در خمیردندان می‌نالد، دیگری از افتادن موهای ریش دیگری در دستشویی شکوه می‌کند، حفظ عشق چقدر دشوار و حتی گاهی غیرممکن است!!!

در زندگی روزمره، در عادات فردی و در سلیقه‌های شخصی این نوع طرز برخوردها می‌تواند برای طرفین تنش و حتی کشمکش به ارمغان بیاورد و نه عشق رمانتیک.

برخی مولفان باور ندارند که عشق بتواند با گذشت زمان دوام داشته باشد، چون در زندگی، لحظه‌هایی پیش می‌آید که بین معشوق خیالی و معشوق واقعی جدایی می‌افتد و عاشق به تدریج از معشوق ناراضی می‌شود. این حالت الزاما به تغییر شکل معشوق مربوط نمی‌شود، بلکه احتمال زیاد دارد که از درک بهتر واقعیت معشوق نشات بگیرد.

با تمام این تعاریف و توصیف‌ها آیا می‌توان از عشق صحبت کرد و یا آن را مورد بررسی قرار داد؟؟؟

مولوی معتقد است که نمی‌توان به این مقوله دست یافت و اسرار آن را آشکار کرد.

در نگنجد عشق در گفت و شنود عشق دریایی‌ست، قعرش ناپدید

قطره‌های بحر را نتوان شمرد هفت دریا پیش آن بحری‌ست خرد

«مثنوی، دفتر پنجم»

بنابراین عقل در مقام شرح عشق، عاجز است. اگر چه تفسیرهای عقل می‌تواند تا اندازه‌ای روشنگر باشد ولی عشق بی‌زبان، شفاف‌تر و گویاتر است.

گرچه تفسیر زبان روشنگر است لیک عشق بی‌زبان و روشن‌تر است

چون قلم اندر نوشتن می‌شتافت چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت

چون سخن در وصف این حالت رسید هم قلم بشکست، هم کاغذ درید

عقل در شرحش چو خر در گل بخفت شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت

«مثنوی، دفتر اول»

اگر انسان عشق را داشته باشد ، می‌تواند آن را ببخشد و اگر آن را نداشته باشد، چیز دیگری برای بخشیدن ندارد.

انسان عاشق همواره در لحظه حال زندگی می‌کند و زیبایی در زمان زیستن را دوست دارد. عاشق بودن تنها یک احساس شدید نیست ، بلکه تصمیم است، قضاوت است، قول است. اگر عشق فقط یک احساس بود، دیگر پایداری این قول که همدیگر را تا ابد دوست خواهیم داشت مفهوم پیدا نمی‌کرد.

منبع:تبيان
2013-12-03, 01:54 PM
پ.خ ارسال‌ها پاسخ
Dave_Doma آفلاین
مدیر کل
*******

ارسال‌ها: 4,096
موضوع‌ها: 1,441
تاریخ عضویت: 2013 Nov
اعتبار: 2
#25
یک دوراهی: تجرد یا تأهل؟
زمانیکه صحبت از "ترس از تعهد" به میان می آید می توان آن را به زبان ساده به این شکل توصیف کرد:

یک دوراهی: تجرد یا تأهل؟

"نوعی ترس غیر واقعی از پیمان بستن، تعهد دادن و پذیرا شدن التزام برای باقی ماندن در یک ارتباط ثابت و صادقانه در کنار یک شخص دیگر برای همیشه" این در حالی است که بسیاری از افراد مجرد بر این باورند که متعهد شدن یعنی دست کشیدن از تمام آزادی های فردی.

این نوع ترس برای افراد مجرد کاملاً عادی و طبیعی است. بیشتر افراد مجرد تصور می کنند که با ازدواج و قبول تعهد، امنیت و آسایشی که زندگی مجردی به آنها می داده را از دست خواهند داد. به هر حال هر برهه از زندگی مزایای خاص خود را به همراه دارد. دوران مجردی نیز خالی از لطف نیست: شما هر زمان که بخواهید به خانه می آیید و هر موقع که بخواهید خارج می شوید، لباس ها و ظرف های کثیف را تا هر زمانی که بخواهید به حال خود باقی می گذارید، و از وقت و پول خود هر طور که مایل باشید استفاده می کنید. در مقابل دیگران هر طور که بخواهید خودتان را نشان می دهید و می توانید ضعف ها و کاستی هایتان را پنهان کنید.

در اغلب زمینه ها "ترس" به این دلیل در افراد ایجاد می شود که به نحوی آنها را از موقعیت های مخاطره آمیز دور نگه دارد. به عنوان مثال برای یک انسان، کاملاً طبیعی و بجاست که از یک مار، صداهای بلند و مهیب، و یا بوهای ناخوشایند بترسد. او بدین طریق می تواند خود را از موقعیت های خطر آفرین مصون نگه دارد؛ اما برای خلق یک ارتباط اطمینان بخش و صمیمی با شریک زندگی، فرد باید با ترس های مختلفی روبرو شود و خود را پذیرای ریسک های عاطفی نماید.

با موفقیت انجام دادن این هدف نیازمند آن است که: "به چیزی که از دست می دهید فکر نکرده و از آن نترسید بلکه به چیزهایی فکر کنید که در ازای آن بدست می آورید – اعتماد، صمیمیت، نزدیکی – " شما با قرار گرفتن در یک رابطه ی صادقانه و عاشقانه از کلیه ی مزایای آن بهرمند خواهید شد.

حال این کار را چگونه باید انجام دهید؟

گام اول – ابتدا باید مطمئن شوید که می خواهید زندگیتان را با فرد دیگری تقسیم کنید. بسیاری از افراد مجردی که نمی توانند تعهد را قبول کنند دلیلشان این است که نمی توانند تصمیم بگیرند که آیا واقعاً کسی را می خواهند یا خیر. ابتدا باید اهداف زندگی را برای خودتان معین کنید تا بعد بتوانید به آنها دست پیدا کنید. پس باید کار را با تعیین خواسته هایتان شروع کنید.

گام دوم – از ترس هایتان آگاه شوید. ببینید در چه زمینه هایی ترس بر شما غلبه می کند و تشخیص دهید که چه چیزی سبب می شود که از دست یافتن به اهدافتان باز بمانید. باید بدانید که وجود ترس هایی نظیر ترس ازعدم پذیرش، تغییر، و از دست دادن آزادی کاملاً معقول و طبیعی است. اگر از وجود آنها اطلاع داشته باشید، می توانید استراتژی هایی برای فائق آمدن به آنها ایجاد نمایید. یک چنین استراتژی ها و تکنیک هایی را می توانید با کمک گرفتن از یک دوست، مشاور و یا در صورت لزوم یک مربی، گسترش دهید. مربی به شما کمک می کند که فردی صادق باقی بمانید، توجه خود را به رابطه معطوف کنید، و اهدافی را که در سر دارید به راحتی دنبال کنید.

با موفقیت انجام دادن این هدف نیازمند آن است که: "به چیزی که از دست می دهید فکر نکرده و از آن نترسید بلکه به چیزهایی فکر کنید که در ازای آن بدست می آورید – اعتماد، صمیمیت، نزدیکی –
گام سوم – سرعت پیشرفت ارتباط را تنظیم کنید. تعداد زیادی از افراد مجرد در همان مراحل ابتدایی ارتباط و شناخت به دام شهوت و اشتیاق بیش از حد گرفتار می شوند . در حالی که زمان جهت تصمیم گیری برای آینده و ارزیابی و سنجش مناسب است و نباید خود را در این امر محبوس نمود . عده ی دیگری از افراد نیز هستند که آنقدر تعلل و درنگ به خرج می دهند که از نظر نقطه ی تمرکز اصلی و محدوده ی زمانی دچار مشکل می شوند. در حین اینکه آهسته و پیوسته به جلو پیش می روید باید به این مطلب نیز توجه داشته باشید که انجام چه کاری در چه بازه ی زمانی برای شما ثمربخش خواهد بود.

گام چهارم – تصمیم بگیرید که آیا قرار گرفتن در یک ارتباط متعهد، مد نظر شما هست یا خیر. یکی از راههایی که می تواند مهارت های متعهد شدن شما را تقویت کند این است که در مورد اهداف زندگی و آرزوهایی که در سر می پرورانید با هم صحبت کنید. همچنین جنبه های روحی و باطنی و شخصیت درونی خود را برای طرف مقابل آشکار نمایید. انجام این کار موقعیت های نابی برای تجربه ی اعتماد، صمیمیت و نزدیکی فراهم می آورد.

باید بگویم که یک راه قطعی نهایی نیز وجود دارد که اگر شما به مرحله ای رسیدید که احساس کردید باید آنرا انجام دهید، می بایست در انجام آن استمرار ورزید و آن را به تعویق نیاندازید .


منبع:تبيان
2013-12-03, 01:54 PM
پ.خ ارسال‌ها پاسخ
Dave_Doma آفلاین
مدیر کل
*******

ارسال‌ها: 4,096
موضوع‌ها: 1,441
تاریخ عضویت: 2013 Nov
اعتبار: 2
#26
RE: نخستین پیش نیاز ازدواج
ازدواج تصمیم آسانی نیست در زندگی. کسی که باهوش باشد کافیست فکر کند که نه نیازی به اقا بالا سر دارد نه اینکه مسی بهش غر بزند که موقع خواب خر خر میکنی ، هر جوری دلش خواست میرود حمام و یکی از اون ته داد نمیزند که" حوله ات را مرتب بگذار رو جا حوله ای..."هر وقت دلش خواست میرود مسافرت با هر کسی که دوست داشت...با این حال یک آدم عاقل به وقتش ازدواج میکند و میداند چرا باید قید خیلی از عشق و حالهای زندگی مجردی را زد ! این" وقتش " کی است؟ چگونه است که بعضی ها ازدواج میکنند و راضی اند و بعضی ها هر روز به خودشان لعنت میفرستند ؟
ما در دوره ۵۱ ام خود، حاصل سالها تجربه بالینی و آموزشی و خلاصه دهها کتاب معتبر جهانی را دراختیار شما میگذاریم و کمک میکنیم از تردیدهای بی فایده خلاص شوید و راحت درباره خودتان و انتخابهای جدی عاطفیتان تصمیم بگیرید :
رابطه ای دارم که میخواهم به ازدواج ختم شود ، چه نکاتی را رعایت کنم ؟
آیا صلاحیت ازدواج دارم ؟ بلوغهای ۶ گانه ازدواج کدامند چگونه باید آنها را در خود و مورد ازدواجیتان چک کنید ؟
چرا شما علیرغم شایستگیهای خوبتان نمیتوانید ازدواج کنید ؟
راهکارهایی برای مجرد نماندن در دخترهای بالای ۲۸ سال
چراهای ازدواج/ ازدواج برای خوشبختی یا ازدواج به عنوان یک صمیم بالغانه
چه نکاتی را در فرد مقابل برای ازدواج بررسی کنم ؟
این پسرها را از زندگیتان بیرون بیندازید ...شما سرکار هستید !
این دخترها بدرد یک زندگی دراز مدت نمیخورند.گول مدرک و پزشان را نخورید
نامزدیهای ۱۰۰٪ طلاق
این روابط اشتباه هستند ! علائم ۱۰ گانه روابط اشتباه / چگونه از یک رابطه ناسالم عاطفی بیرون بیایید؟ ترک اعتیاد عاطفی چیست ؟
از مثلث طلایی رابرت استرنبرگ چه میدانید ؟
نکات مهمی که درباره فاز هیجانی و جذابیت جنصی ازدواج باید بدانید
تفاهم و فاز صمیمت در ازدواج چیست و مراقب چه نکاتی باشید
تعهد/ خیانت / لغزش . چه نوع روابطی به خیانت ختم میشود؟ چگونه یک نفر را به لغزش میکشانیم ؟
2014-01-06, 12:35 AM
پ.خ ارسال‌ها پاسخ
Dave_Doma آفلاین
مدیر کل
*******

ارسال‌ها: 4,096
موضوع‌ها: 1,441
تاریخ عضویت: 2013 Nov
اعتبار: 2
#27
ازدواج به دلایل زیر اشتباه است :
خیلی ها تو نامه اشون از من میپرسند چه ازدواجهایی درسر زا ست. من در این نوشتار به تیترهای این نوع مین گذاریهای اشاره کرده ام و در مقاله بعدیم به نامزدیهای خطرناک نیز نیم نگاهی انداخته ام
1- اشتياقات بيش از حد دختر و پسر به هم : مورد خطرناکی است که وقتی دو نفر خیلی به هم اشتیاق دارند بروند ازدواج بکنند زیرا اشتیاق و هیجان زیاد اکثرا باعث میشود آدم نتواندخوب طرف مقابل را ببیند و به همین دلیل وقتی واقعیت را میبیند که ازدواج کرده است !

2- ازدواج از روی فشار ( سن / خانواده/ آخرین فرزند مجرد مانده ) چنین نامزدی هایی هم داریم و توصیه میکنم احتیاط بیشتری کنید زیرا ازدواج معمولا حلال مشکلات نیست

3- ازدواج از روی لج ( نامزدی به هم خورده ، طلاق اخیر )

4- تنهایی اعصاب خورد کن ( بازم پنجشنبه شد ، ما تنهاییم !) درست است که ازدواج تنهایی پر کن است اما واقعا هزار تا مساله دیگر نیز دارد که اگر از قبل بهش فکر نکرده باشی روزی هزار بار آرزو میکنی کاشک تنهایی مجردی را داشته باشی. برای کسیکه ازدواج میکند خیلی از این گرفتاریها شیرین میشود به شرط اینکه بلوغش را داشته باشد

5- زندگی فردی بی برنامه و کارهای نیمه تمام و امید نابخردانه به ازدواج : چنین نامزدی هایی افتضاحند. ازدواج شما را زندگی بکن نمیکند. منظم و با شخصیتد نمیکند . اینقدر سخت هست که همه شخصیتتون را هم تحت الشعاع قرار دهد. چاره اینست که قبل از ازدواج هر تغییری که میخواهید در زندگیتان پدید آورید و بعد برید سراغ زن و یا شوهر

6- استیصال جنسی

7- خسته شدن از روابط موقتی دلیل بدی برای ازدواج است. شما نشاطی باری چنین زندگی ندارید و عملا بزودی در این ازدواج نیز خسته میشویدو بی حوصله

8- ازدواج برای جایگزینی والدین ، کسب حمایت ، بزرگ نشدن : یکسری دخترها اینطوری ازدواج میکنند تا یک حامی و تکیه گاه جدید داشته باشند به نام شوهر و واقعا به پسرها میگویم مراقب چنین دیدگاهایی در نازدتان باشیدو همیشه باید او را درک کنید ( مثل پدری خوب) همیشه باید او را در اولویت قرار دهید ( مثل بابای دختر لوس کن )

9- ازدواج از روی ترحم

10- ازدواج از روی چشم و هم چشمی (دختران)

11- ازدواج از روی جوگیری(پسران) پسرها وقتی یک نفر در اکیپشان ازدواج میکند وسوسه میشوند برای حفظ هیجانهای جمع وارد بحث ازدواج بشوند و خود مراسم عروسی و ...نیز وسوسه کننده است. ازدواج بستنی کیم نیست که وقتی پسر همسایه خرید من نیز بخرم. ازدواج یک تصمیم جدی برای ادمهای جدی است

12- انتخاب همسر برای راضی کردن ديگران : ترانه 24 ساله مهندس نفتی ، از شاگردان خوب من در سالهای گذشته بود که مطمئن بودم در انتخابهای شغلی و عاطفی خود بسیار دقیق است و آینده ای نیک در پیش دارد. روزی در کمال ناباوری در بین خواستگاران شایسته ای که داشت تن داد به نامزدی با پسر دایی 2 سال کوچکتر خودش از یک شهرستان دیگه و وقتی با تعجب من روبرو شد ( چون سنخیتی بینشان نبود ) گفت این وصیت مادربزرگم بوده است

13- ازدواج در اثر موقعیتای خاص : مثلا دو نفر در یک میهمانی ، تو فضایی خاص که خوش هم گذشته به هم علاقه مند شده اند یا تو تعطیلات تابستانی یا عید که خانواده ها با هم میروند به مسافرت میبینی علاقه ای ایجاد میشود و دو نفر میخواهند این را به سمت ازدواج پیش برند که اشتباه است زیرا موقعیت که برطرف میشود اون علاقه دوباره ، ایجاد نمیشود



منبع:http://doctorshiri.blogfa.com/
2014-01-06, 10:44 PM
پ.خ ارسال‌ها پاسخ
Dave_Doma آفلاین
مدیر کل
*******

ارسال‌ها: 4,096
موضوع‌ها: 1,441
تاریخ عضویت: 2013 Nov
اعتبار: 2
#28
از کدام رابطه امروز لازم است خارج شویم؟
سلام آقای دکتر شیری
به نظر شما آیا لازم نیست طرف مقابل را در جریان دلایل خود برای اتمام رابطه قرار دهیم؟
من رتباطی داشته ام به جهت شناخت ازدواج و بعد از 5 ماه طرفم که مهندس 29 ساله موفقی هم در کارش است ، بدون هیچ توضیحی من را ترک کرد من مدتهاست که با خودم هزار تا فکر کرده ام که چه عیب وحشتناکی ممکن است داشته باشم !
آیا وقتی از طرف مقابل توضیح بخواهیم و او امتناع کند، می توان این رفتار و پنهان شدن را دلیلی برای قضاوت در مورد شخصیت طرف مقابل دانست یا اینکه این رفتار و عدم مسئولیت در قبال پاسخ، یک رفتار عمومی در چنین موقعیت هایی است و همین که یکی از طرفین احساس کند به دلایل قاطعی رسیده است برای قطع رابطه توجیه خوبی است؟
--------------------------------------------------------
اتمام رابطه بحث مهمی در مجموعه مباحث رابطه عاطفی است. بسیاری از ما نه بلد هستیم درست وارد رابطه بشویم نه بلد هستیم درست از رابطه خارج بشویم. اولین سوال اینست که از کدام روابط خارج بشویم ، نامزدی های 100% طلاق کدامند ؟
1- با فردی رابطه دارید که مشکلات شخصیتی دارد :

· خیلی خود کم بین است و دائم فکر میکند شما از او خوشتان نمی آید یا تقلای زیاد میکند طوری دیگر باشد تامطلوب شما باشد. اساسا وقتی کسی خیلی تقلا میکند که مطلوب ما بشود احتمالا به دردسرخواهد افتاد و ما را نیز گرفتار خواهد کرد.

· شکاک است یعنی در مجموع فکر میکند شما مساله ای دارید که هنوز نتوانسته است مچتان را بگیرد . شکاکها هوش خوبی دارند و از انواع شیوه ها استفاده میکنند تا یک وقت فریب نخورند . خیلی اوقات یک آدم شکاک مرد یا زن موفقی در اجتماع است و هیچ کس باور نمیکند که اینقدر بدبین باشد . خیلی اوقات آدم رفتار آدم شکاک را به حساب دوست داشتنش میگذارد در حالیکه اینطور نیست. شکاک اشتغال ذهنی MENTAL INVOLVEMENT شدیدی دارد که همه چیز را کنترل کند و کم ک شما را نیز بیمار میکند. اتمام نامزدی با فرد شکاک ساده نیست و پیشنهاد میکنم یا خانواده تان یا خودتان صریحا به او اعلام کنید کمه ادامه رابطه برایتان مقدرو نیست. قبل از این اعلام قاطع حتما عکسها و ..که نزد او دارید پس بگیرید تا خدای نکرده امنیت اجتماعی شما بعد از پایان رابطه به خطر نیفتد

· نامزد کنترل کننده خطرناک است. او کسی است که از همه چیز باید خبر داشته باشد تا احساس امنیت کند . معمولا افرادی دقیق هستند و موفق و در خانواده ایی بزرگ شده اند که کنترلر های قدرتمندی اطرافشان بوده است. خیلی سخت است که به شیوه ای غیر از شیوه خودشان قانع شوند . معمولا وقتی دست از کنترل بر میدارند هم خودشان هم نامزدشان نفس راحتی میکشد. این افراد کمی سبک زندگی خد را تغییر دهند لازم نیست ارتباطتون را باهاشون قطع کنید

· نامزد توجه طلب / خیلی وابسته به خانواده کسی است که فردیت خودش را هنوز پیدا نکرده است. بین احترام به خانواده و اطاعت بدون فکر از آنها هنوز نتوانسته است تمایزی قائل شود. چنین فردی شما را کلافه میکند و حتی کم کم تنتطار دارد شما نیز چنین رفتاری با خانواده او داشته باشید. توصیه من اینست که خودتن را به دردسر نیندازید و با کسی که بند نافش را از خانواده اش نبریده وصلت نکنید و حتی ادامه ارتباط ندهید . مرد یا زنی که جنبه های مستقل در زندگیش ندارد ، شریک عاطفی پر دردسری است و مادر یا پدر خوبی نیز برای فرزندان شما نمیشود زیرا آنها را نیز وابسته به خودش بار می آورد

· نامزد خودشیفته خطرناک است. او موقعیت خوبی در اجتماع دارد ( تحصیلی/ شغلی / مالی) و واقعا یه چیزی تو زندگیش هست که خیلی بهش حس قدرت بدهد اما اشکالش اینست که فقط خودش را قبول دارد و در مسائل ارتباطی نیز این اعتماد به نفس کاذب را دخیلی میکند و حال بهم زن میشود. بدی چنین فردی اینست که همیشه در برابرش یک چیزی آدم کم داره

· نامزدی که برای شما جذاب نیست: گاهی به ما میگویند برو تو رابطه بعدا از نامزدت خوشت می آید . معملا این حرف غلط است. خوش آمدن فیزیکی یعنی در مجموع من از تیپ و قایفه و رفتار این فرد خوشم بیاید و به او کشش جنسی نیز احساس بکنم. چنین رخدادی نیازی به فکر کردن و رابطه طولانی داشتن ندارد زیرا بخشی از قضیه ناشی از ترشحات مغز و عملکرد هورمونها میباشد . ممکن است شما برای او جذاب باشدی اما او برای شما مطلوبیت ندارد . ازدواج با این آدم خیانت به اوست زیرا او با این توقع همسر شما میشود که برای شما نیز در بالای لیست جذابیت قرار گرفته باشد .



2- نامزدی دارید که معتاد به کار است مشکلش اینست که اگر کار کمتر کند احساس بی ارزشی دارد . بخشی از این اعتیاد به کار به خاطر لذت خود کار مردن و پیشرفت و درآمد است. بخشیش به خاطر رقایت با هم طرازان است و احساسا رشد و مقایسه و بخشیش هم شلاقی است که از کودکی در این خانواده ها به بچه ها اصابت میکند که موفق شو...بتاز....قوی باش و چنین افراطی ( که خیلی از پدرو مادرها هرکز نمیدانند چقدر ناخودآگاه افراط در این زمینه کرده اند ! ) باعث میشود فرد نتواند لذت ببرد از رشدهای خودش و هر چیزی که بدست می آورد ، هنوز نفس تازه نکرده بجنبد برای چیز جدید . فرقی هم ندارد میتونه تو دانشگاه و درس و مدرک لیسانس و فوق لیسانس و دکترا و..باشه ؛ میتونه تو کار و تجارت و ...باشد . از نظر روانشناختی همه اینها باعث میشود که فرد نتواند از داشته های خودش لذت ببرد و همیشه از رسیدنها و بدست آوردنها فقط لذت میبرد نه از نگه داشتنها

3- نامزدی که در دسترس نیست خطرناک است. میتونه نامزدی از راه دور باشد و یکی این شهر یکی دیگه اون شهر یا حتی کشور که چنین روابطی بالای 6 ماه دردسر ساز میشوند و سوء تفاهمها بیشتر میشود و با تلخی تمام میشود نوع دیگری از نامزد غیر در دسترس کسی است که اجازه صمیمت به شمانمیدهد و رفتارش عوض میشود . صحبتهای مهم زندگیش را به شما نمیگوید اما در خودش فرو میرود و روی رابطه اش نیز اثر دارد . ما معتقد نیستیم که همه چیز خود را باید به هم بگوییم ( جالبه خیلی ها فکر میکنند رابطه صمیمی یعنی رابطه ای که توش همه چیز هم را بدانیم در حالیکه این یعنی عدم فردیت تو رابطه و خطرناک است و کم کم حوصله سر بر میشود ) . من از نامزدی دارم مینویسم که اسرار ناگفتنی زیاد دارد که نتواد به شما بگوید

4- نامزد بلاتکلیف خطرناک است. او در 26 سالگی نمیداند درس بخواند کار بکند یا سربازی برود یا کلاس گلدوزی برود یا زبان بخواند برای مهاجرت یا...این سردرگمی به وادیهای دیگر نیز کشیده میشود یعنی فرد درباره نحوه دین داری ، رفتار با اجتماع و ...پر از سوال است . چنین سوال مند بودنی البته در پروسه رشد شخصیتی ، نیک است اما در بحث ازدواج خطرناک است. یعنی با کسی ازدواج نکنید که خیلی از مسائل زندگیش حل نشده است

5- نامزد نبش قبر کن خطرناک است. منظورم کسی است که هنوز آب باریکه هایی از رابطه قبلیش را به هر دلیلی حفظ کرده است. بسیار مهم است که اگر رابطه ای را تمام کردیم و میخواهیم رابطه جدیدی آغاز کنیم ، قصه قبلی کاملا حذف شده باشد تا امنیت رابطه جدیدمان بهم نخورد . گوش به هیچ بهانه ای هم ندهید . خاطرم هست پسری به نامزدش میگفت که نامزد قبلی من بیمار است و فقط میخواهد با من احوال پرسی کند. بهش توصیه کردیم که اگر توافق نامزد فعلی هست و نفر اول میداند که نفر دومی در زندگی تو وارد شده است ، مشکلی نیست وگرنه 90 درصد کسانی که رابین هود زندگی بهم ریخته یکی دیگه میشوند ، خودشان تو چنین روابطی گرفتار میشوند


چگونه از نامزدی اشتباه بیرون بیایم ؟
· در درجه اول واضحا دلایل خود را با لحنی قاطع اعلام کنید . نه تلفنی نه نامه بلکه حضوری .خیلی ها لحن قاطع را با لحن عصبی اشتباه میگیرند . در قاطعیت شما صدایی محکم و ارام دارید و صورت شما نیز آرام است و درست می ایستید و شانه های خود را صاف میکنید و با تانی به گفتار خود اقدام میکنید

· موقع اعلام دلایل خود نگید " تو اینطوری هستی" بلکه بهتر است بگید "من اینطور فکر میکنم که کم حوصله هستی "

· بعضی اوقات میتوان فرصتهایی داد که فرد در بازه ای مشخص از زمان به تصحیح رفتار خود بپردازد. اگر آدرس دار و قاطع مساله خود را گفته باشید مشخص است که چه تغییری مد نظر شماست و فرد را گیج نکرده اید. مثلا کسی میگوید برام جذاب نیستی و باید جذاب تر بشوی.این نحوه گفتن با نگفتنش فرقی ندارد ولی همین خانم میتواند به نامزدش بگوید : من سلیقه ام طوریه که وقتی فرد لاغر تر باشد برام جذابتر است. برام مهمه تو دو سایز کم کرده باشی تا بعد از ماه رمضان( توقع خود را دقیق بیان کردن )

· اگر نمیخواهید فرصت بدهید بهتر است محترمانه رابطه را رسما قطع کنید . بعد از اتمام رابطه بدگویی نکنید . اگر او بدگویی کرد شما وارد این تله نشوید که از خودتان دفاع کنید . هر قدر قاطع تر باشید ، زودتر غائله ختم خواهد یافت

· ما مجاز نیستیم موقع جدا شدن از کسی او را تخریب کنیم ، مقایسه های سنگین کنیم و او را به بی ارزشی و ...بکشانیم. بهتر است موقع ذکر دلایل خود فردی اخلاقی تر باشیم. اگر دلایل شما به علت عدم مطلوبیت فیزیکی طرف است میتوانید به او محترمانه بگویید که شما در سلیقه من نیستید هر چند میدانم برای افراد متعددی جذاب هستید ( این خیلی بهتر است از اینکه به فرد بگویید استخاره کرده اید بد اومده یا الان میخواهید ادامه تحصیل بدهید )

· بعد از اتمام رابطه دلایل خود را فراموش نکنید زیرا با فراموشی آنها بزودی وجدان دردهای بیهوده ای را تجربه خواهید کرد که مانع زندگی خوبتان خواهد شد




منبع:http://doctorshiri.blogfa.com/
(آخرین تغییر در ارسال: 2014-01-06, 10:50 PM توسط Dave_Doma.)
2014-01-06, 10:48 PM
پ.خ ارسال‌ها پاسخ
Dave_Doma آفلاین
مدیر کل
*******

ارسال‌ها: 4,096
موضوع‌ها: 1,441
تاریخ عضویت: 2013 Nov
اعتبار: 2
#29
آیا ازدواج فقط دردسر است ؟ 13 دلیل برای ازدواج نکردن و 4 مفهوم بزرگ ب
به چه دلایلی ازدواج کنیم خوب است ؟
خب در این باره صحبت کردن مستلزم اینست که نگاه واقعی تری به ازدواج داشته باشیم. نوشتم واقعی تر زیرا ازدواج هنوز در ذهن بسیاری از مردم مهمترین تصمیم زندگی هست. من قصد دارم "اهمیت کاهی" معقولی در این زمینه صورت دهم. ما ازدواج نمیکنیم که بدبخت یا خوشبخت بشویم. شبیه کنکور دانشگاه که فقط محل قبولی شما نیست که تعیین میکند پس فردا آدم موفقی بشید یا نه( هر چند بی اهمیت نیست) بلکه شیوه درس خواندن و تدبیر شخصی دانشجو است که در سرنوشت کاری او موثر است. ازدواج نیز مهمه با کی صورت میگیره ولی نه اینکه فقط این انتابه هست که مهمترینه بلکه شیوه همسربودن شما به مراتب اهمیت بیشتری دارد
دلایلی را که آدمها ازدواج کرده اند و سرخورده نشده اند در لیست پایین درج کرده ام
- امنیت عاطفی : ازدواج این خاصیت را دارد که ما را از تعدد روابط بی حاصل به یک سرمایه گذاری عاطفی مطمئن تر سوق دهد

- شروع رشدهای فردی خاص : دقیقا ازدواج است که موجب میشود آدم از " توهم خودسازی" بیرون بیاید زیرا امتحانات جدید اخلاقی رخ میدهد که قبلا نداشته ای مثلا میفهمی چقدر خودشیفته ای یا تنبلی یا تفکر قدیمی دست نخورده ای تو وجودت داری که پشت الفاظ روشنفکری قایمشون میکنی. تنوع طلی خود را آدمها بعد از ازدواج میفهمند و معنی تکنیکهای حفظ رابطه عاطفی را شاید موقع مجردی خیلی ساده میگرفتند . تو ازدواج است که مسوولیت همسر بودن 24 ساعته 365 روزه در سال را حس میکنی و یاد میگیری که به جای تاسف و حسرت گذشته خوردن ، به اینده و حالت فکر کنی و سعی کنی به جای درجا زدن یا عقب نشینی ، موظفی سکان این کشتی زندگی مشترک را با کمک همسرت حفظ کنی.

- موقعیت اجتماعی جدید : ازدواج باعث میشود توسط نهادهای اجتماعی راحت تر پدیرفته بشوید. گاهی اوقات تعجب میکنید که وام گرفتن ، معتبر محسوب شدن بین کاسبهای بازار ، ویزای مسافرتی گرفتن از یک کشور سخت ، با متاهل بودن خیلی راحت تر صورت میگیرد. بسیاری از خدمات سرگرمی در جوامع دنیا حتی ایران خودمان بر اساس خانواده طراحی شده است. بد نیست بدانید پدر خودتان وقتی زن میگیرد راحت تر بهتون سرمایه شرع یک کار میدهد تا زمانی که عزب اوغلی هستید



- پدر شدن یا مادر شدن : این ازدواج است که زمینه صحیح تغییر تو ر به پدر یا مادری خوب فراهم می آورد که از پر هیجان ترین و شگفت انگیزترین تجربه های زندگی میباشد. تو وقتی پدر میشوی ، حتی ممکن است دوباره عاشق همسرت شوی زیرا این تجربه عظیم را مدیون او هستی



- انگیزه رشد متحدانه : وقتی بچه بودیم و مثلا میرفتیم خونه عمو و دایی ، رفتار بچه های اون خونه باعث میشد شما و برادرخواهرتان نیز در برابر اونها یک جبهه متحد تشکیل دهید (معمولا این اتفاق تو یک بازی دسته جمعی رخ میداد که لجمون در می اومد از متحد بودن اونها و ما نیز اختلافاتمون را میگذاشتیم کنار و پشت به پشت هم، در برابر اونها می ایستادیم ) ازدواج بازسازی بازیهای قدیمی نیز هست.وقتی میریم تو اجتماع و میبینیم خانواده هایی هستند که متحد دارند رشد اقتصادی و اجتماعی میکنند، ما نیز تقلا میکنیم اختلالفاتمان را سریعتر حل فصل کنیم و جبهه ای متحد تشکیل دهیم برای رشد همگیمون

موارد بالا احتمالا همه مواردی نیست که میتوان پای منافع زندگی مشترک نوشت و شاید شمای خواننده دلایل قویتری نیز داشته باشید که میتونید پای این لیست بیفزایید ( برای من بفرستید با ای میل ) اما این منطق که فقط برای سود و زیان ازدواج کنیم بچه گانه است. ازدواج یک "کار جدی" است یعنی هم کار است هم جدیت دارد و باید وقتی این کار را بکنی که مسوولیت وسیع شدن را پذیرفته باشی وگرنه بیشتر "حقیر شدن "را تجربه خواهید کرد
ازدواج به دلایل زیر اشتباه است :

خیلی ها تونامه هاشون از من میپرسند چه ازدواجهایی مصیبت میشود. من در این نوشتار به تیترهای این نوع مین گذاریهای اشاره کرده ام و در مقاله بعدیم به نامزدیهای خطرناک نیز نیم نگاهی انداخته ام
1- اشتياقات بيش از حد دختر و پسر به هم : مورد خطرناکی است که وقتی دو نفر خیلی به هم اشتیاق دارند بروند ازدواج بکنند زیرا اشتیاق و هیجان زیاد اکثرا باعث میشود آدم نتواندخوب طرف مقابل را ببیند و به همین دلیل وقتی واقعیت را میبیند که ازدواج کرده است !

2- ازدواج از روی فشار ( سن / خانواده/ آخرین فرزند مجرد مانده ) چنین نامزدی هایی هم داریم و توصیه میکنم احتیاط بیشتری کنید زیرا ازدواج معمولا حلال مشکلات نیست

3- ازدواج از روی لج ( نامزدی به هم خورده ، طلاق اخیر )

4- تنهایی اعصاب خورد کن ( بازم پنجشنبه شد ، ما تنهاییم !) درست است که ازدواج تنهایی پر کن است اما واقعا هزار تا مساله دیگر نیز دارد که اگر از قبل بهش فکر نکرده باشی روزی هزار بار آرزو میکنی کاشک تنهایی مجردی را داشته باشی. برای کسیکه ازدواج میکند خیلی از این گرفتاریها شیرین میشود به شرط اینکه بلوغش را داشته باشد

5- زندگی فردی بی برنامه و کارهای نیمه تمام و امید نابخردانه به ازدواج : چنین نامزدی هایی افتضاحند. ازدواج شما را زندگی بکن نمیکند. منظم و با شخصیتد نمیکند . اینقدر سخت هست که همه شخصیتتون را هم تحت الشعاع قرار دهد. چاره اینست که قبل از ازدواج هر تغییری که میخواهید در زندگیتان پدید آورید و بعد برید سراغ زن و یا شوهر



6- استیصال جنسی

7- خسته شدن از روابط موقتی دلیل بدی برای ازدواج است. شما نشاطی باری چنین زندگی ندارید و عملا بزودی در این ازدواج نیز خسته میشویدو بی حوصله

8- ازدواج برای جایگزینی والدین ، کسب حمایت ، بزرگ نشدن : یکسری دخترها اینطوری ازدواج میکنند تا یک حامی و تکیه گاه جدید داشته باشند به نام شوهر و واقعا به پسرها میگویم مراقب چنین دیدگاهایی در نازدتان باشیدو همیشه باید او را درک کنید ( مثل پدری خوب) همیشه باید او را در اولویت قرار دهید ( مثل بابای دختر لوس کن )

9- ازدواج از روی ترحم

10- ازدواج از روی چشم و هم چشمی (دختران)

11- ازدواج از روی جوگیری(پسران) پسرها وقتی یک نفر در اکیپشان ازدواج میکند وسوسه میشوند برای حفظ هیجانهای جمع وارد بحث ازدواج بشوند و خود مراسم عروسی و ...نیز وسوسه کننده است. ازدواج بستنی کیم نیست که وقتی پسر همسایه خرید من نیز بخرم. ازدواج یک تصمیم جدی برای ادمهای جدی است

12- انتخاب همسر برای راضی کردن ديگران : ترانه 24 ساله مهندس نفتی ، از شاگردان خوب من در سالهای گذشته بود که مطمئن بودم در انتخابهای شغلی و عاطفی خود بسیار دقیق است و آینده ای نیک در پیش دارد. روزی در کمال ناباوری در بین خواستگاران شایسته ای که داشت تن داد به نامزدی با پسر دایی 2 سال کوچکتر خودش از یک شهرستان دیگه و وقتی با تعجب من روبرو شد ( چون سنخیتی بینشان نبود ) گفت این وصیت مادربزرگم بوده است

13- ازدواج در اثر موقعیتIهای خاص : مثلا دو نفر در یک میهمانی ، تو فضایی خاص که خوش هم گذشته به هم علاقه مند شده اند یا تو تعطیلات تابستانی یا عید که خانواده ها با هم میروند به مسافرت میبینی علاقه ای ایجاد میشود و دو نفر میخواهند این را به سمت ازدواج پیش برند که اشتباه است زیرا موقعیت که برطرف میشود اون علاقه دوباره ، ایجاد نمیشود
2014-01-07, 01:30 AM
پ.خ ارسال‌ها پاسخ
Dave_Doma آفلاین
مدیر کل
*******

ارسال‌ها: 4,096
موضوع‌ها: 1,441
تاریخ عضویت: 2013 Nov
اعتبار: 2
#30
کاشکی یکی بیاد دستگاه مختصات آدم را عوض کنه
امروز سر درس مثنوی بحثی درگرفت درباره تاثیر یک آدم بزرگ در مسیر زندگی معرفتی آدم ، یادم افتاد تعبیری داشتم سال 88 در این باره که نقلش خالی از لطف شاید نباشه :

یه پسر خوش برخورد تقریبا 27 ساله بود ،از اون ته کلاس پرسید : وقتی با خودم تکمیلم و نیاز خاصی ندارم اصلا چرا برم زیر بار ارتباط ؟ چه فایده داره حالا ازدواجی هم بکنم با همه سختیهاش ؟
براش گفتم که هر کسی ت دستگاه مختصاتی تو زندگیش قرار داره و نمره ای تو اون دستگاه داره :X,Y,Z که موقعیتش را در اون سیستم ارزشی نشون میده، کسانی هستند که تو زندگی ما میان و XYZ جدیدی به ما نشون میدن ( هدف جدید )که دلمون میخواد بهش برسیم ، درس میخونیم، کتاب میخونیم، کلاس میریم، کار، پول، سفر و...خیلی هم خوبه. بماند که بعضی ها نمرات مختصاتی ما را میتونن با دغدغه های مزخرفشون به گند بکشن ها...
اما من دیده ام کسانی هستند که وقتی تو زندگیمون میان ، اساسا دستگاه مختصات جدیدی بهمون نشون میدهند ( نه اعداد مختصات جدید ) ، تاثیرشون هم بیش از اینهاست که عددهای زندگی ما را بالا و پایین کنند بلکه میان تو زندگیمون و آدرس جدیدی به کل ساحات زندگی آدم میدهند. مثلا من معلمانی داشتم در دبیرستان یا دانشگاه که این معجزه را با شاگردانشان میکردند یا دوستانی دارم که اینها با حضورشان با همون دو دقیقه گفتگویی که باهام دارند ، دستگاه مختصاتم را جابجا میکنند...استادی مثل دکتر الهی قمشه ای دستگاه مختصات یک ملت را میتونن جابجا کنن ....خیلی دوست داشتم به اون شاگردم بگم که وقتی همه چیز داری و نیازی به ازدواج احساس نمیکنی ، وقتشه یکی بیاد و دستگاه مختصاتت را جابجا کنه
-------------------مهر ۸۸ این متن را نوشته بودم...هنوزم به دلم میشینه

منبع:http://doctorshiri.blogfa.com/
2014-01-07, 09:36 AM
پ.خ ارسال‌ها پاسخ


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  ازدواج موقت: صحیح یا غلط؟ Dave_Doma 0 1,089 2015-01-02, 11:39 AM
آخرین ارسال: Dave_Doma

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان