امتیاز موضوع:
  • 4 رای - 1.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
درس 21
Dave_Doma آنلاین
عضو

ارسال‌ها: 4,137
موضوع‌ها: 1,469
تاریخ عضویت: 2013 Nov
اعتبار: 2
#11
RE: درس 21
Relieve rəˈliːv 
Make less; make easier; reduce the pain of; replace; release; free
کاستن، تسکین دادن، جایگزین کردن، آسوده و رها کردن، آزاد کردن


The pills relieved the pain from the wound i received in the conflict.
قرص ها درد ناشی از جراحتی را که در درگیری نصیبم شده بود، تسکین دادند.
A majority of the population wanted to relieve the mayor of his duty.
اکثریت مردم می خواستند شهردار را از سمت خود برکنار کنند.
The peace agreement relieved us of the threat of an attack.
قرارداد صلح، ما را از تهدید حمله، آسوده خاطر کرد.
زبان رمزی: کسی که از درد خلاص میشه انگار دوباره زنده شده.







[عکس: relieve.jpg]

[عکس: 4937428-131227140449.png]


[عکس: 6543016-141112075723.png]

[عکس: 3021296-130926043654.png]
2019-05-11, 05:39 PM
پ.خ ارسال‌ها پاسخ
Dave_Doma آنلاین
عضو

ارسال‌ها: 4,137
موضوع‌ها: 1,469
تاریخ عضویت: 2013 Nov
اعتبار: 2
#12
RE: درس 21
Baffle ˈbæfl̩ 
Be too hard to understand or solve
درک یا حل آن بسیار دشوار است، مبهوت کردن


How so mediocre a player earned so much money baffled me.
اینکه چگونه چنین بازیکن متوسطی این همه پول بدست آورد، مرا متحیر ساخت.
The topic of relativity is a baffling one.
مبحث نسبیت موضوع گیج کننده ای است.
Sherlock Holmes would undoubtedly have been baffled by the was crime was committed.
«شرلوک هلمز» بی شک از نحوه ی ارتکاب جنایت گیج شده بود.
زبان رمزی: با فلفل غدایی پختم که همه رو متحیر و گیج کرد.








[عکس: baffle.jpg]

[عکس: baffle.jpg]


[عکس: 4753505-131006192014.png]

[عکس: 6218354-140827140203.png]
2019-05-11, 06:09 PM
پ.خ ارسال‌ها پاسخ


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 2 مهمان