امتیاز موضوع:
  • 30 رای - 2.87 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
درس 23
Dave_Doma آفلاین
عضو

ارسال‌ها: 4,138
موضوع‌ها: 1,470
تاریخ عضویت: 2013 Nov
اعتبار: 2
#1
Brick  درس 23
Reptile ˈreptaɪl ]
A cold blooded animal that creeps or crawls; snakes, Lizards, turtles, alligators, and crocodiles
حیوان خونسردی که می خزد، مار، مارمولک، لاک پشت، تمساح
The lizard is a reptile with a very slender body.
مارمولک خزنده ای است که اندام بسیار باریکی دارد.
Reptiles are kept in the museum’s large hall.
خزنده ها در سالن بزرگ موزه نگهداری می شوند.
A crocodile is a reptile that is more nimble in the water than out of it.


تمساح خزنده ای است که داخل آب چابک تر از بیرون آب است.




[عکس: 2894483-130503213722.png]

[عکس: images?q=tbn:ANd9GcTOaE6ym2Gg6BZOpR_Yg3E...X8TBcQ4pQo]

[عکس: 6218354-140911235429.png]




[عکس: 4684954-131112060631.png]


[عکس: 1302227-131014192517.png]



[عکس: 966678-130503225855.png]
(آخرین تغییر در ارسال: 2019-04-30, 06:17 PM توسط Dave_Doma.)
2019-04-30, 01:47 PM
پ.خ ارسال‌ها پاسخ
Dave_Doma آفلاین
عضو

ارسال‌ها: 4,138
موضوع‌ها: 1,470
تاریخ عضویت: 2013 Nov
اعتبار: 2
#2
RE: درس 23
Rarely ˈrerli 
Seldom; not often
به ندرت، نه زیاد
You rarely hear adults raving about a movie they just saw.
بندرت می شنوید که بزرگسالان در مورد فیلمی که تازه دیده اند، بحث کنند.
People are rarely frank with each other.
مردم بندرت با همدیگر صادق هستند.
I rarely attend the annual meetings of our family circle.

بندرت در نشست های سالانه محفل خانوادگی مان شرکت می کنم.

زبان رمزی: راه ریلی مطمئن‌تره و به ندرت و خیلی کم پیش میاد خراب بشه.

[عکس: 3018882-130504054440.png]

[عکس: fullpage.do?pContentType=JPG&pName=fullp...&pPageID=5]


[عکس: i-hate-when-people-text-me-k-im-rarely-in-4382606.png]

[عکس: the-truth-is-rarely-pure-and-never-simpl...nk1uu6.jpg]


[عکس: C-NoP23WAAQs92m.jpg]



[عکس: images?q=tbn:ANd9GcR8djf96Fk5UHccCQlq-3M...w6O5w265Q2]
'What the hell is that?!': Freaky fish caught in NT rarely seen by people
(آخرین تغییر در ارسال: 2019-04-30, 05:55 PM توسط Dave_Doma.)
2019-04-30, 02:01 PM
پ.خ ارسال‌ها پاسخ
Dave_Doma آفلاین
عضو

ارسال‌ها: 4,138
موضوع‌ها: 1,470
تاریخ عضویت: 2013 Nov
اعتبار: 2
#3
RE: درس 23
Forbid fərˈbɪd 
Order someone not to do something; make a rule against
دستور دادن به کسی برای انجام ندادن کاری، منع کردن، قدغن کردن
Spitting on the floor is forbidden in public places.
تف کردن روی زمین در اماکن عمومی، ممنوع است.
The law forbids drunken drivers to handle their autos.
قانون، رانندگان مست را از رانندگی اتومبیل منع می کند.
I forbid you to enter the dense jungle because of the peril that awaits you there.
به خاطر خطری که در انتظار توست، تو را از وارد شدن به جنگل انبوه منع می کنم.

زبان رمزی: فربد اجازه نداد کسی وارد اتاقش بشه.

[عکس: forbid.png]

[عکس: 92d2660e5cb199b78f3c41cd2f1bc40e.jpg]


[عکس: bb6f0140ddc2dd2c459eb1d194f86160.jpg]

[عکس: images?q=tbn:ANd9GcTIocLsD3R-XnElucKpC37...LIQeHacMsj]


[عکس: god-forbid.jpg]
(آخرین تغییر در ارسال: 2019-04-30, 02:40 PM توسط Dave_Doma.)
2019-04-30, 02:34 PM
پ.خ ارسال‌ها پاسخ
Dave_Doma آفلاین
عضو

ارسال‌ها: 4,138
موضوع‌ها: 1,470
تاریخ عضویت: 2013 Nov
اعتبار: 2
#4
RE: درس 23
Logical ˈlɑːdʒɪkl̩ 
Reasonable; reasonably expected
مستدل، معقول، منطقی
It is logical to spend a minimum on needless things.
منطقی است که روی چیزهای غیر ضروری حداقل پول را خرج کنیم
In order to keep your car running well, it is only logical that you lubricate it regularly.
برای اینکه اتومبیل شما خوب کار کند، منطقی است که آن را بطور مرتب روغن کاری کنید.
I used a logical argument to persuade Lester to leave.
من استدلال منطقی بکار بردم تا «لستر» را برای رفتن متقاعد کنم.

زبان رمزی: لجباز کسیه که منطقی عمل نمیکنه.


[عکس: 22089055_1429224250518008_21322463684459...282378.jpg]  

logical questions

[عکس: 281.jpg] 


[عکس: logical.png]  
2019-04-30, 02:54 PM
پ.خ ارسال‌ها پاسخ
Dave_Doma آفلاین
عضو

ارسال‌ها: 4,138
موضوع‌ها: 1,470
تاریخ عضویت: 2013 Nov
اعتبار: 2
#5
RE: درس 23
Exhibit ɪg’zɪbət 
Display; show
به نمایش گذاشتن، نشان دادن
A million-dollar microscope is now on exhibit at our school.
یک میکروسکوپ یک میلیون دلاری را در مدرسه مان به نمایش گذاشته اند.
The bride and groom exhibited their many expensive gifts.
عروس و داماد، هدایای زیاد و گران قیمت خود را به نمایش گذاشتند.
Kim frequently exhibited her vast knowledge of baseball before complete strangers.
« کیم » مرتب اطلاعات وسیع خود را در زمینه ی بیس بال در برابر افراد کاملاً غریبه به نمایش میگذاشت.

زبان رمزی: انظباطشو نمایش داد.





[عکس: 1745384-130504123011.png]
نمایشگاه (آثار هنری و ...)




[عکس: 2894483-130503213721.png]

[عکس: 4482993-140903081756.png]


[عکس: exhibit.png]
(آخرین تغییر در ارسال: 2019-04-30, 06:05 PM توسط Dave_Doma.)
2019-04-30, 03:05 PM
پ.خ ارسال‌ها پاسخ
Dave_Doma آفلاین
عضو

ارسال‌ها: 4,138
موضوع‌ها: 1,470
تاریخ عضویت: 2013 Nov
اعتبار: 2
#6
RE: درس 23
Proceed prə’siːd 
Go on after having stopped; move forward
 پیش رفتن ، رهسپار شدن
Only those with special cards can proceed into the pool area.
فقط آن هایی که کارت مخصوص دارند می توانند به محوطه ی استخر بروند.
When the actor was late, the show proceeded without him.
وقتی بازیگر دیر می کرد، نمایش بدون او ادامه می یافت.
The senator proceeded to denounce those wholesalers who would deprive Americans of their quota of beef.
سناتور اقدام به تقبیح عمده فروشانی کرد که آمریکایی ها را از سهمیه گوشت گاوشان محروم می کردند.

زبان رمزی: پرس میشی زود حرکت کن.

[عکس: 4828598-131206073141.png]

[عکس: 4961608-131114125034.png]


[عکس: 6522757-141119203834.png]

[عکس: 5433519-140324113125.png]

[عکس: anagha_12.PNG]

[عکس: 71148.jpg]

[عکس: 4467316-130819175528.png]


[عکس: proceedings.png]

[عکس: reflective-pedestrian-crossing-signs-slo...540-lg.jpg]
(آخرین تغییر در ارسال: 2019-04-30, 06:10 PM توسط Dave_Doma.)
2019-04-30, 03:17 PM
پ.خ ارسال‌ها پاسخ
Dave_Doma آفلاین
عضو

ارسال‌ها: 4,138
موضوع‌ها: 1,470
تاریخ عضویت: 2013 Nov
اعتبار: 2
#7
RE: درس 23
Precaution priˈkɒʃn̩ 
Measures taken beforehand; foresight
اقدام احتیاطی، دور اندیشی
Detectives used precaution before entering the bomb’s vicinity.
کارآگاهان پیش از ورود به محوطه ی بمب، جانب احتیاط بکار بردند.
We must take every precaution not to pollute the air.
باید هرگونه اقدام پیشگیرانه را بکار ببندیم تا هوا را آلوده نکنیم.
Before igniting the fire, the hunters took unusual precaution.
شکارچیان قبل از روشن کردن آتش بسیار احتیاط کردند.

زبان رمزی: احتیاط کردم و پشه رو کشتم چون پیش‌بینی کردم که میخواد نیشم بزنه.



[عکس: Precautions-tips-for-PCBs.png]

[عکس: L-9321_F.jpg?resizeid=20&resizeh=0&resizew=280]

[عکس: standard-precaution-1-638.jpg?cb=1427717804]


[عکس: precaution-is-better-than-a-cure-quote-1.jpg]

احتیاط بهتر از درمان

[عکس: images?q=tbn:ANd9GcScWMfKgT0GFWfbAlieAXr...-aNMpnl6sw]
پیشگیری بهتر از درمان 

[عکس: 4229166-130729142420.png]
(آخرین تغییر در ارسال: 2019-04-30, 06:12 PM توسط Dave_Doma.)
2019-04-30, 03:24 PM
پ.خ ارسال‌ها پاسخ
Dave_Doma آفلاین
عضو

ارسال‌ها: 4,138
موضوع‌ها: 1,470
تاریخ عضویت: 2013 Nov
اعتبار: 2
#8
RE: درس 23
Extract ɪk’strækt 
Pull out or draw out, usually with some effort
بیرون کشیدن، کشیدن، معمولاً با قدری تلاش
Dr. Fogel extracted my tooth in an amateur fashion.
دکتر «فوگل» دندانم را با روشی غیرحرفه ای کشید.
Chemists extracted the essential vitamins from the grain.
شیمیدان ها، ویتامین های ضروری را از حبوبات استخراج کردند.
Spencer was ingenious in extracting information from witnesses.
«اسپنسر» در استخراج اطلاعات از شهود مبتکر بود .

زبان رمزی: استکان ترک خورد و آب از اون خارج شد.



[عکس: 4263226-130715130358.png]

[عکس: 3394529-130720215048.png]

[عکس: 4415030-130807122636.png]


[عکس: 6522757-141119204617.png]


[عکس: extract.png]

[عکس: extract.png]
2019-04-30, 03:47 PM
پ.خ ارسال‌ها پاسخ
Dave_Doma آفلاین
عضو

ارسال‌ها: 4,138
موضوع‌ها: 1,470
تاریخ عضویت: 2013 Nov
اعتبار: 2
#9
RE: درس 23
Prior ˈpraɪər 
Coming before; earlier
آمدن پیش از، پیشین، قبلی
Prior to choosing his life’s vocation, Paul traveled to India.
«پل» قبل از انتخاب حرفه ی زندگی اش به هند سفر کرد.

Myrana was unhappy prior to meeting her beau.

«میرنا» پیش از ملاقات معشوقه اش افسرده بود.

Samson had been a strong man prior to having his hair cut.
«سامسون» قبل از اینکه موهایش را کوتاه کند، مرد نیرومندی بود.
زبان رمزی: پریروز قبل از دیروزه.



[عکس: 4467316-130820202056.png]

[عکس: 3371225-130528213650.png]

[عکس: donald-trump.jpg]
Is Donald Trump, who has no prior political experience, qualified to be President?

[عکس: definition-or-previous-definition-of-pri...nition.png]


[عکس: prior.png]

[عکس: prior.png]
(آخرین تغییر در ارسال: 2019-04-30, 04:01 PM توسط Dave_Doma.)
2019-04-30, 03:55 PM
پ.خ ارسال‌ها پاسخ


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان