امتیاز موضوع:
  • 89 رای - 2.43 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سفالگری
A.ZH آفلاین
IT
*******

ارسال‌ها: 1,590
موضوع‌ها: 608
تاریخ عضویت: 2013 Nov
اعتبار: 0
#1
سفالگری
[عکس: Glazed_pottery_Lalejin.JPG]

۱- سنگ گل‌فشاری تخته‌سنگ همواری است به طول یک متر و عرض نیم متر که آن را به ترکی «پالچوق‌باسَن» می‌نامند. این تخته‌سنگ در دست راست یا چپ سفالگر تعبیه شده و برای ورز دادن گل با دست به کار می‌رود. به هنگام ورز دادن گل، هر چند گاه یک بار با کارتراش گل‌های چسبیده بر آن را می‌تراشند.

۲- کارتراش کارتراش یا کَلتراش افزاری است برای تراشیدن گل چسبیده به سنگ گل‌فشاری یا زمین (به هنگام ورز دادن گل). این افزار دو تکه دارد:
الف - تیغه‌ای پهن و آهنی و راست گوشه و تخت به طول پانزده سانتیمتر و عرض ده سانتیمتر که از یک درازا در دسته چوبی کارتراش فرو برده شده‌است.
ب - دسته چوبی استوانه‌ای به طول بیست سانتیمتر و از یک سو درازا در میان شکافی به طول پانزده سانتیمتر دارد که تیغهٔ کارتراش در آن جای گرفته‌است.

۳- کاسهٔ لعابی: در سمت راست سفالگر در گودال کوچکی در نزدیکی دستگاه یک کاسه لعابی را جای داده و در آن آب ریخته‌اند. سفالگر هنگام کار، با آب این کاسه دستهای خود را تر می‌کند تا گل به آن نچسبد و کار ساخت سفالینه به سهولت انجام پذیرد.

۴- سوزن «اینَه»: سوزنی است به درازای شش سانتیمتر با دسته‌ای کوتاه و چوبی به درازای چهار سانتیمتر که برای کارهایی همچون کم کردن گل، برش دادن و خط انداختن ظرف در حال ساخت به کار می‌رود.

۵- تیماج: پاره‌چرمی است راست گوشه به درازای ده سانتیمتر و پهنای دو سانتیمتر. سفالگر برای هموار کردن لبه سفالین آن را تا می‌کند و انگشت‌های شست و نشانی خود بر لبه سفالینه چنان نگاه می‌دارد که یک بخش آن در درون سفالینه و بخش دیگر در بیرون جای بگیرد. با چرخیدن دستها «تیماج» لبهٔ سفالینه را یکسان هموار می‌کند. امروزه از قطعه تیوب دوچرخه برای این کار استفاده می‌کنند.

۶- مُشْتَه: افزاری است مسی، نازک و تخت، به طول هشت سانتیمتر و پهنای (در پهن‌ترین بخش) پنج سانتیمتر که به شکل مثلی با گوشه های گرد است و آن را هنگام کار و چرخیدن دستگاه برای هموار شدن سطح بیرونی سفالینه نگاه می‌دارند تا ظاهر ظرف صاف شود.

۷- تراش: افزاری است آهنی و تخت به درازای پانزده سانتیمتر و عرض آن (در پهن‌ترین قسمت) سه سانتیمتر است (به شکل L ). این افزار را در تراش دادن قسمت تحتانی سفالینه به کار می‌برند. البته بنا به کاربرد در ظروف کوچک و بزرگ تراشهای بزرگ تر و کوچک تر از اندازه مذکور نیز استفاده می شود.

۸- چرخ: دستگاهی است که از چند جزء تشکیل یافته و در یک محفظهٔ گلی - آجری (تقریباًبه شکل میزی که سه سوی آن بسته باشد ) جای دارد. جدیداً دستگاه چرخ کلاً از آهن ساخته می‌شود و قابلیت انتقال دارد.

سفالگر بر روی جایگاهی که همچون نیمکتی کوچک در پشت چرخ تعبیه می گردد، می‌نشیند و بعد از چرخش چرخ، گلی را که می‌خواهد از آن سفالینه بسازد، بر روی صفحهٔ چرخ میکوبد.

اجزاء چرخ سفالگری عبارت است از:
الف - یک صفحهٔ گرد آهنی یا چوب گردو به کلفتی پنج سانتیمتر و قطر حدوداً بیست سانتیمتر که گل را برای ساختن سفالینه روی آن می‌گذارند. این صفحه را «چرخ باشی» (سر چرخ) می‌نامند.
ب - یک صفحهٔ گرد دیگر از آهن یا چوب گردو به ضخامت هفت سانتیمتر و قطر حدوداً ۶۵ سانتیمتر که از میان آن یک چوب کلفت استوانه‌ای گذشته‌است. این صفحه از سر چرخ حدود ۷۵ سانتیمتر فاصله دارد و سفالگر هنگام کار با یک پا به روی آن می‌زند و چرخ را به گردش در می‌آورد.
ج - یک چوب استوانه‌ای به کلفتی چهار و به طول چهل سانتیمتر که از میان صفحه زیرین می‌گذرد و بخش بزرگی از آن در بالای این صفحه و بخش کوچکی از آن در زیر این صفحه جای دارد.

از میان این چوب یک میله آهنی به شرح زیر می‌گذرد.

د - یک میلهٔ آهنی استوانه‌ای به طول یک متر که از میان چوب استوانه‌ای در «سرچرخ» فرو رفته و سر دیگر آن در یک بلبرینگ در درون زمین جای دارد.

ه - یک بلبرینگ که در زمین جای دارد و سر میله آهنی در آن می‌گردد. پیش از این بلبرینگ یک تکه چوب سخت بکار می‌بردند. درون این چوب را خالی می‌کردند و در آن روغن چراغ می‌ریختند تا میله آهنی به نرمی و آسانی بچرخد.
و - یک پاره چوب چهار بر و بلند که دو سر آن به دو دیواره محفطه گلی فرو رفته و از زیر سر چرخ می‌گذرد و میله آهنی در یک فرو رفتگی هلالی که در میان آن است می‌گردد. میان این چوب و سر چرخ و چوب استوانه‌ای (ج) اندکی فاصله‌است.
ز- پاره چوب چهار بر پهن و و کوتاهی که به میان چوب (و) در جایی که آن چوب فرو رفتگی دارد و میله آهنی از آن می‌گذرد کوبیده شده‌است. میل آهنی از میان چوبهای (و) و (ز) می‌گذرد.

پیوند دو صفحه گرد و میله‌های چوبی و آهنی چنان است که هرگاه یکی از آنها را به حرکت در آورند، تمام چرخ به حرکت درمی‌آید. حدوداً سه دهه قبل از این چرخ سفالگری با ضربه کف پای سفالگر به چرخش درمی‌آمد؛ اما امروزه با استفاده از دینامو و تسمه لاستیکی که رابط این دستگاه و صفحه آهنین است، چرخ را به چرخش درمی‌آورند.

۹- قالب: صفحه چوبی یا سفالی گرد به اندازه «سر چرخ» ولی کمی نازک‌تر. هنگام کار قالب را روی «سر چرخ» می چسبانند و سفالینه های بزرگ (حدوداً به اندازه گلدان) را با قالب از روی سر چرخ بر می‌دارند و کنار می‌گذارند. سفالگر به تعداد زیاد قالب دارند؛ زیرا برای ساختن هر سفالینه یک قالب لازم است.

۱۰- تخته: صفحه‌ای به ابعاد تقریبی ۳۰×۴۰ که از اتصال چند تخته باریک (با پهنای حدوداً ۱۰ سانتیمتر) ساخته شده و برای جابه جایی سفالینه‌های کوچک به کار می‌رود.

نحوه ی سفال گری :

نخست سفالگر پشت دستگاه روی یک صندلی یا چهار پایه چوبی یا یک سکوی کوچک می‌نشیند و پای راست خود را بر صفحه زیرین چرخ می‌گذارد و با جنبشی چرخ را به گردش در می‌آورد. سپس یکی از چانه‌های کله قندی گل را بر قالبی که «روی سر چرخ» گذاشته شده‌است، می‌گذرد و دیوارهٔ آن را با انگشتان دو دست آهسته آهسته به سوی پایین می‌کشد و به روی قالب که با آب تر کرده‌است می‌چسباند. برای اینکه گل به قالب نچسبد پس از گذشتن آن کمی خاک نرم در میان رویه قالب می‌پاشد ولی بقیه رویه آن را با آب تر می‌کند. این خاک نرم نمی‌گذارد که گل به قالب بچسبد و اگر بچسبد پس از خشک شدن شدن ترک بر می‌دارد.

پس از آنچه در بالا یاد شد، سفالگر با بالا بردن دو دست خود درکنار دیواره گل، آن را هموار و کم کم گلهای زیادی را از آن جدا می‌کند و رفته رفته به شکلی که می‌خواهد در می‌آورد. برای خالی کردن درون گل و نازک کردن دیواره آن، شست دست چپ را در میان آن می‌گذارد و اندک اندک تا آنجا که می‌تواند فرو می‌برد. دست راست او همواره به دیواره گل است تا نریزد. پس از اینکه گل به شکل ظرفی که می‌خواهد در آمد آن را با «مُشْتَه» هموار می‌کند و گلهای زیادی را در لبه ظرف گرد آمده‌است با سوزن می‌گیرد و لبه ظرف را با «تیماج» به شرحی که پیش از این یاد شد هموار می‌کند. دراین هنگام کار ساختمان ظرف، در یک مرحله به پایان رسیده‌است. آن را با قالب از روی چرخ بر می‌دارد و در جایگاه سر پوشیده‌ای که چند هواکش درسقف دارد و در جایگاه سر پوشیده‌ای که چند هواکش درسقف دارد می‌چیند. سفالینه دوازده ساعت در آنجا می‌ماند تا اندکی خشک شود و پس از آن و با افزارهایی که در بالا یاد شد می‌تراشد و نقشهایی در آن پدید می‌آورد.

پس از تراش، ظرف را یک شبانه روز در جایی از کارگاه که آفتاب نمی‌تابد می‌گذارند تا نترکد و سپس آن را برای خشک شدن، در آفتاب می‌گذارند و پس از آنکه خشک شد به کوره می‌برند و برای پختن در کوره می‌چینند، پس از پختن، سفالینه را لعابکاری می‌کنندو دوباره به کوره می‌برند تا لعاب آن بپزد.

[عکس: 250px-Haj_gholam.jpg]
2013-12-22, 04:54 PM
پ.خ ارسال‌ها پاسخ


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان